کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم

اثر هاروکی موراکامی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: مجتبی ویسی-پرفروش ترین رمان های ایران

خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. ‏دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار درخواهد آمد.‏
من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود -آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود- و اگر هنوز هم چنین حسی به کار خود دارم پس باید گفت که راه درست را انتخاب کرده‌ام. شاید اغراق باشد که آن را معجزه بخوانم ولی در واقع همان حس را دارم. اگر دویدن‌های روزانه در راه برآوردن خواسته‌ام به من یاری رسانده، پس باید بسیار سپاسگزار آن باشم.‏


خرید کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم
جستجوی کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم در گودریدز

معرفی کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم از نگاه کاربران
* آه خوشحال * می دانید زمانی که یک کتاب بخوانید و فقط به شما صحبت می کند؟ چیزی در مورد زمان و مکان و فقط همه شرایط مطابقت دارد و شما می دانید کتاب را در زمان مناسب خواندید؟ این بود که من در حال رانندگی خودم در جهان نوشتن رشد می کردم و من بسیار سرگرم کننده در جمع آوری کتاب هایی در مورد نویسندگان و نوشتن بودم که نمی توانم صبر کنم. من مجبور بودم جایی شروع کنم، بنابراین من چیزی را که من در مورد آن صحبت می کنم صحبت کردم. وقتی که من در مورد آن در حال اجرا صحبت می کنم، چون وقتی چند ماه پیش خریدم، چند صفحهای اول را در کتابفروشی خواند و واقعا علاقه من را به خود جلب کرد. قطعا در مورد نوشتن است ما در مورد روش های موراکامی، اخلاق کار او یاد می گیریم، چرا که او در ابتدا به عنوان نویسنده ای تبدیل شد، آنچه را که اکنون در حال نوشتن است، حفظ می کند. اما بیش از آن یک کتاب در مورد اجرا است. درباره اینکه چرا او دوست دارد در حال اجرا باشد، چگونه زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است، چگونه با نوشتنش ارتباط برقرار می کند. این یک مجله در مورد آموزش هایش، قدم زدن و فرازش، و برای فردی است که واقعا واقعا نفرت می کند (هیچ، واقعا، دوستان، من نفرت IT) من این را یک لذت مطلق یافتم. مطمئنا، این در مورد اجرا بود، اما واقعا در مورد یک فرد که چیزی را دوست دارد، و من بسیار از عزم و استقامت و اشتیاق و استحکام خودم یاد گرفتم. این یک تجربه خواندن مدیتیشن برای من بود، فرصتی برای گوش دادن به صحبت کردن در مورد آنها زندگی و درس هایی که آنها آموخته اند، از طریق یک مجله در حال اجرا و نوشتن.

مشاهده لینک اصلی
برای به دست آوردن زندگی از برخی افراد مقدار زیادی الکل برای استرس است. دیگران تنباکو یا شاهدانه را سیگار می کشند بعضی از مواد سنگین تر سعی می کنند. مواد مخدر انتخابی من، راه پاک کردن سر من، آرام کردن و فرار برای چند ساعت، اجرای است. من یک شوخی مطلق هستم گاهی احساس می کنم که زندگی می کنم تا اجرا کنم وقتی من خواندن، نوشتن یا دوچرخه سواری برای کار را انجام ندهم، در حال اجرا هستم. این تجربه فوق العاده است، من آلبوم راک آلبوم روانگردان مورد علاقه من را منفجر کرده ام، زیرا تمام مشکلات من در جاده را از دست می دهم. هر کسی که به طور جدی وارد عمل شده است، متوجه خواهد شد که چه مقدار از دارو می تواند باشد. به عنوان عجیب و غریب به نظر می رسد، من فکر نمی کنم قادر به نوشتن یک بررسی تنها در اینجا و یا حتی یک کتاب تنها اگر من به طور منظم انجام نیست. به طور طبیعی یک فرد بسیار نگران کننده است. من انرژی زیادی دارم و دوست ندارم نشستم. من می خواهم بیرون باشم من هم به سرعت در حال افزایش و پایین اگر من مبهم. در حال اجرا مرا آرام می کند این اجازه می دهد تا من در یک میز (و گاهی اوقات تمام روز) مقاله ای را برای دانشگاه بنویسم. این همچنین به معنی خواب من در شب است. بدون اجرای، من فقط نمی توانم زیاد کنم من در حدود 4 تا 5 ساعت خواب به پایان می رسم، زیرا فقط خسته نیستم. بعدا مادرم روزهای سخت و غمگینی را پشت سر بگذارد. در حال اجرا چنین چیزی است که سالم به نظر می رسد، و همانطور که موراکامی به رسمیت می شناسد، برای برخی از افراد برای تعادل روانی ضروری است. آنها را عاقلانه نگه می دارد. موراکامی اجرا می شود او نقطه آن را درک می کند. اغلب از شما خواسته شده است: \"چرا شما اجرا می کنید؟\" یا \"نقطه نظر آن چیست؟\" پاسخ ساده است: من در حال اجرا برای زندگی می کنند. یک دانشجوی ادبیات و کار در یک محیط بسیار آرام و غیر فیزیکی، به معنای بی مایی است. همه ما به نوعی از ورزش نیاز داریم و برخی وقت به خودمان برای بازتاب و بی روح بودن است. و این چیزی است که در حال اجراست، حداقل برای من و نویسنده این کتاب. برای مورکمی بخش مهمی از فرایند نوشتن آن بود. به منظور نوشتن رمان، او مجبور بود اجرا شود. همانطور که او برای پایان مهلت یا پایان داستان تلاش میکرد، او نیز در بهترین ماراتن بعدی خود برای بهترین شخصی تلاش میکرد. به طرز وحشیانه ای، همان کاری را انجام می دهیم. همانطور که من به مهلت پایان نامه من رسیدگی می کنم، همچنین برای آموزش ماراتن تمرین می کنم. خواندن کلمات دیگر، که همان کار را انجام داد، به همان دلایل، واقعا کاملا آشکار است. ایده من، که به دوستان و خانواده من حساس است، در این صفحات بیشتر وضوح داده شد. برای شنیدن یکی دیگر، همان چیزی را می گویم، کسی که بسیار موفقیت آمیز بود، باعث افزایش اعتماد به نفس و انگیزه من برای ماراتن من شد. به عنوان یک رفتار با خودم، واقعا آن را در روز تولد من اجرا می شود. این کتاب به شکل یک خاطره و خاطرات نویسنده را به عنوان آموزش، رقابت و در نهایت بر تجربه اش منعکس می کند. این بسیار عقلانی است که از این صفحات بدست می آید، و همانطور که گفتم مروکمی در حال اجرا است، به ویژه اینکه ذهن نزدیک مدیتیشن آن را در اختیار شما می گذارد. در طول فاصله های طولانی، ذهن شما فراموش می کند که در مورد دنیای بیرون و به نوعی ریتم با بدن شما، ده دقیقه می تواند در یک لحظه عبور کند @ runners high @ @ همه اجرا می شود به خوبی این است، اما در برخی از شما خود را از دست بدهند. فوق العاده است. در حال اجرا فوق العاده است. و برای خواننده راست، این یک کتاب فوق العاده خواهد بود.

مشاهده لینک اصلی
به طوری که هر کسی که دونده فاصله ای نباشد ممکن است در این کتاب علاقه مند باشد، اما من شخصا خیلی از آن استفاده کردم. این به رغم این واقعیت است که من یک دختر موراکامی نیستم و صادقانه از سبک این کتاب لذت بردم. من همیشه احساس می کنم زمانی که من او را بخوانم که به عنوان یک ترجمه با حیله گرانه به پایان رسیده است، اما بعد متوجه می شوم که من همان نسخه را با همه دوستداران موراکامی انگلیسی در خارج می خوانم، بنابراین ظاهرا من به همان شیوه ای که می نویسم دوست ندارم. با این حال، من از این کتاب لذت بردم، و من چهار ستاره به آن دادم، زیرا از زمان اتمام آن، متوجه شدم که واقعا به من کمک کرد تا با اجرای خودم کمک کنم. در حال حاضر زمانی که من بیرون رفته پیاده رو، من فکر می کنم از Murakami و برخی از چیزهایی که او در مورد آن نوشت، و من را نگه می دارد. این فقط چیزی است که من بعد از این کتاب های تمرینی انجام می دهم چه در مورد صحبت کردن در مورد در حال اجرا صحبت می کنم سه موضوع اصلی را پوشش می دهد: در حال اجرا، نوشتن و رشد رو به رشد است. این آخرین چیزی شگفت انگیز بود و جایی بود که من مقدار زیادی از راحتی را که به طور انحصاری در حال اجرا بود، جذب کردم. موراکامی در اوایل دهه ی یازده سالگی، زمانی که نوار جاز خود را برای نوشتن یک رمان اول به فروش گذاشت، و فاصله ای را که در آن زمان در حال اجراست، به راه انداخت. اگر موراکامی بتواند شغلها را تغییر دهد، ترک سیگار را ترک کند، ماراتنها را به طور مرتب شروع به کار کند و تبدیل به نویسنده ای معروف از هر کسی در دنیا شود، به جز من، خوب .... پس امیدوارم برای همه ما هم باشد! زندگی من هنوز لزوما تصمیم گرفته نشده است، فقط به خاطر من نزدیک به سی. بنابراین اکنون وقتی که من در حال اجرا، من دوست دارم به فانتزی که من نوعی از Haruki Murakami / Tilda Swinton شکل، که از کار من در کار اجتماعی من را ترک خود اختصاص خود را به کار من نوشتن من. وقتی که من در حوالی ساحل در هاوایی نیستم، من در یک قلعه منهتن زندگی می کنم با شوهر بزرگترم، دوست پسر جوان و بچه های شایان ستایش، و من این طولانی و طولانی را می گذرانم که از طریق شهر عبور می کنم تا ذهنم را برای رمان نوشتن حفظ کند خانواده غیر متعارف و بسیار خوب به دنبال. من در حال کار بر روی یک پروژه غرور هستم، این کتاب در مورد ورزش به نام \"کجا من در حال اجرا از، که سفر شخصی من از معاون خائنانه به نبوغ ادبی است مراجعه کنید .... من می دانم که تمام طرفداران مورد علاقه خود را لزوما از این کمی غیر معمول قطعه ای، اما اگر به برخی از دانش آموزان فقیر کمک می کند مزایای در حال اجرا را به دست بیاورد، خوب است که کار من بیهوده نیست! من 15 روز دیروز کار کردم و چند نفر از آن ها نمی توانستم به موراکامی اختصاص دهم، به هر حال، تا جایی که همه چیز می رود. در حال اجرا یک ورزش انفرادی است، به همین دلیل من آن را دوست دارم، و Murakami درک می کند و به نوعی باعث کاهش تنهایی افسانه ای از دونده طولانی است. به همین دلیل است که من چهار ستاره را به آن می دهم، هرچند فکر می کردم که آن نوشته شده است. باز هم من نمی توانم کاملا ببینم که چگونه کسی که دایره فاصله را نمی تواند از این کتاب بزرگ بگیرد، و در حقیقت وقتی که درباره صحبت کردن درباره triathlons صحبت می کرد، به سمت انتهایی خسته شدم، چون شخصا شنا کردن یا دوچرخه را انجام نمی دادم. من فکر می کنم غیر از دوچرخه می تواند توضیح فوق العاده ماراتن خود را، که به من مضحک جذاب به عنوان کسی که هرگز در نظر گرفتن 62 مایل در حال اجرا و معتقد به افرادی که انجام این نوع از چیزها مسائل روانی کامل است، قدردانی کند. با این حال، درخواست اصلی این کتاب این بود که بتوان با آن ارتباط برقرار کرد. موراکامی در مورد اجرای، نوشتن و رشد رو به رشد تر نوشته بود که به من احساس راحتی می کند تا بتوانم از طریق سه کار این فعالیت های اغلب خسته کننده امتحان کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب صوتی .... توسط هاروکی موراکامی نقل شده است که از موراکامی سخن می گویند در مورد شیوه ی جهانی که توابع درونی ما با اندیشه های تصادفی مانند ابرها در آسمان که می آیند و می روند، طعم کمی از بهشت ​​برای من بود. با توجه به این که من نیز 25 سال از زندگی من داریوش بودم - ماراتن های اجرا شده - و پیاده روی نیمه ماراتن ها در هلیله - اغلب شروع تمرین من در تاریکی با یک چراغ قوه اجرا می شود - این کاملا کتاب صوتی دوست داشتنی دوست داشتنی است. من از آن بسیار لذت بردم. آشنایی با زبان - فرهنگ - درایو - آموزش سرعت - ناکامی ها - آسیب ها - خستگی - درد - عجله آدرنالین در روزهای مسابقه - نوشیدنی های جایگزین - کتاب های ورودی - جوراب و کفش - خفگی - معنویت - احساسات - بالا و هیجان راننده. من خیلی دور از انتظار بودم که سالهاست که من به طور مداوم در حال فعالیت بودم ...... آیا من 25 سال پیش از این نوار لذت بردم؟ نه واقعا. من بیش از حد مشغول بودم. چیزی که خودم بودم. من نمیتوانستم دستاوردهای خودم را پس از آن تحقق بخشم یا آن را ندیده بودم، همانطور که در 4 صبح بیدار شدم - برای انجام بازی در خارج از عراق برای 33 درجه، شروع به کارم کردم و به خودم میگفتم، «آرنا» ™ من الهام بخش؟ â € شانس نیست. اما در حال حاضر .... به عنوان یک جراحت بزرگتر که حتی نمی تواند در حال اجرا در حال حاضر امروز، من می توانم در چند نیمه الهام بخش (و یا دیوانه) - خاطرات از روزهای جوان من در حال اجرا است. من یادآوری می کنم شروع یک ماراتن در اوکلند در باران ریختن ..... و آن را تمام 26.219 مایل متوقف شد. آجیل! من آجیل بودم! و هیجان زده صبحانه پس از آن خوشمزه بود. امید به موراکامی به اشتراک گذاشتن در مورد خود - برنامه روزانه خود را در حال اجرا - او در حال اجرا در هاوایی - تلاش خود را برای پاسخ به سوالات - چه او فکر می کند در زمانی که او در حال اجرا است - شاید حتی بیشتر شایان - یا حداقل خیلی - به غیر راننده - از دونده. همانطور که گفتم .... من فکر نمی کنم از این کتاب صوتی لذت بردم تا زمانی که من یک راننده بودم، همانطور که در حال حاضر هستم. موراکامی می گوید .......... او واقعا فکر نمی کند که چیزهایی که باید ذکر شود. ...... او اجرا می شود برای جلوگیری از ...... گاهی اوقات او اجرا نمی شود به چربی ...... تنها افرادی که حتی حتی از او سوال از آنچه که او در مورد زمانی که او در حال اجرا افرادی هستند که هرگز در حال اجرا نیستند و یک سرنخ ندارند. ...... نه نوع شخص، ما تنها پنج ساعت است، دردناک است. او لذت می برد که خودش را دارد ...... او بیشتر به گوش دادن به راک موسیقی زمانی که او اجرا می شود، زیرا ریتم ضرب درست است ...... او صحبت کرد در مورد داشتن یک دونده جوان - و سپس تبدیل 50 - او در مورد احساسات خود را در مورد پیری رشد صحبت کرد. ...... او چند بار در مورد رقابت صحبت کرد و اینکه چگونه این جهان و شیوه زندگی او پس از آن نیست. او به سادگی با خودش رقابت می کند. بسیاری از عقلانیت از موراکامی وجود دارد. او دوست داشتنی و فروتنانه است. نوعی مراقبه برای گوش دادن و قدردانی برای من! دوست داشتنی می تواند باشد! بله .... من الهام گرفته ام!

مشاهده لینک اصلی
هفت سال پیش وقتی وارد یک فروشگاه کتاب شدم، یک شب بارانی بود. این پناهگاه عالی بود - چراغ گرم، جمعیت نازک، نوار چای و بارهای کتاب. من به نوار چای رفتم، یک چای زنجبی مرغی سفارش دادم، کیفم را روی یک صندلی در منطقه نشسته گذاشتم و در حالی که چای در حال دمیدن بود، به کوچه ها رفتم تا کتاب ها را مرور کنم. چشمانم را مانند یک سنجاب می بینم، هنگامی که آنها به توقف رسیدند، عناوین را بررسی می کردم - آنها یک پوشش سفیدی بی رنگ را با یک چرخش دایره ای در خون قرمز دیدند. این است. اگر هنرپیشگی من را به عنوان یک چلپ چپ شبانه نقاشی خسته نشان داد، نامی که در انتهای آن بود فکر کردم. خانم های بلند. Errâ € | آیا فیل به گرداب سفید قرمز سفید رفته است؟ چه نوع از این کتاب می تواند این باشد؟ و پس از آن، چشم من به نام در بالای نوار پوشش افتاد. موراکامی آیا او هست؟ ژاپنی؟ یک چینی؟ کره ای؟ کدام نوع ژانر را می نویسد؟ آیا این کتابی است که من میخواهم آن را بخوانم، زمانی که شب در حال تنظیم است و من در معرض تهدید برخی از چای داغ و تنهایی هستم؟ من با این ایده با خواندن دلخواه به آن نگاه کردم. خوب، هیچ جوایزی برای حدس زدن که من آن کتاب را در آن روز برداشتم. و بنابراین، رابطه من با هاروکی موراکامی را نشان داد. یک مرد، که در سال های بعد، من را ادامه داد و به من تعجب کرد، مرا تسکین می دهد و من را شوکه می کند. در دنیای خود، چیزهای عادی جادویی تبدیل شدند؛ جادویی تبدیل به روحی شد. ایده ی عشق او هم دلسوز و بی فایده بود، او دغدغه ی هر دو الهام بخش و خسته کننده بود. او تامس و فریب، داستان کوتاه و مقالات را نوشت و با هر کار، چیزهایی را که برایم جالب بود برای من تکه تکه کرد. چیزی که من با او رفتم از طریق شنیدن آویز باد، 1Q84، کافکا در ساحل، نارنجی Tsukuru Tazaki و سالهای او زیارت، کتابخانه عجیب، کینو و Scheherazade و در اینجا من، ورود به سال هشتم خود را با شگفت انگیز â € ~ چه من بحث درباره وقتی که من در مورد Runningâ € ™ صحبت می کنند. در این قلب گرم، الهام بخش، خاطرات ناهنجار، گفتگو Murakami در مورد تصمیم سخت خود را برای بستن رستوران سودآور و محبوب خود را به اختصاص زمان برای نوشتن (که او فقط شروع به انجام)، و در حال سقوط بر روی عصا در حال اجرا برای نگه داشتن او. همانطور که او میگوید، شروع به کار با کوتاهترین سرعت برای پایان دادن به انجام یک ماراتن از 62 متری در اواخر دهه 50، او تمام منفی بودن سیستم خود را از بین برد و به عنوان یک سازنده به نام \"قدرت\" به دست آورد. خود را از کیکووی دنیوی جدا کرده و شهدان شیرین را از چشمه های درونی خود برای تقویت قلم نوشتاری خود به دست آورده است. در حالی که خواندن، من روی نوشتارهای عقل گام برمیدارم و زندگی مانند یک می تواند به طور تصادفی پچ سبز را در حاشیه یک زمین بلند و تار، کشف کند. مهمترین چیزهایی که ما در مدرسه می آموزیم، این واقعیت است که مهم ترین چیزها در مدرسه نمی توانند یاد بگیرند. \"این یک تغییر عمده جهت بود\" از نوع زندگی باز \"ما\" هفت سال رهبری کرد و به زندگی بسته شد. در آن زمان درسهای مهمی را آموختم. این مدرسه واقعی بود اما شما نمی توانید این نوع زندگی را برای همیشه حفظ کنید. درست مثل مدرسه، شما آن را وارد می کنید، چیزی را یاد می گیرید، و بعد زمان آن را ترک می کنید. «درد عقلانی، قیمت شخصی است که باید پرداخت شود تا مستقل باشد». در نقطه ای که احساس می کنم می توانم بیشتر بنویسم این کار را انجام دهید، و کار روز بعد، به طرز شگفتآوری هموار می شود. @\nاو همچنین می گوید که مهمترین ویژگی های یک نویسنده، استعداد، تمرکز و استقامت است. او باید بداند. با یک شغل نوشتن حدود نیم قرن، حاشیه خطا به خوبی می تواند به نزدیک به مقصد ارسال شود. من باید محکم باشم و آن را بر روی آستینم بپوشم، زیرا آنچه که ممکن است شما را به یک هدف ناسازگار بدانند این است: \"احساس کردم که رابطه ضروری من باید در زندگی من ساخته شود، نه با یک فرد خاص، بلکه با یک تعداد نامشخص خوانندگان. €\nمرد عاشق اجرای، نام دیگری برای در آغوش گرفتن زندگی است. او سی و سه ساله شروع به کار کرد و از آن زمان تا کنون متوقف نشده است. قوی تر، جاز، گربه ها و شادی (و نوبل) به شما، Murakami سان. مبارک شصتمین سالگرد تولد

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم


 کتاب پیک نیک کنار جاده
 کتاب النور و پارک
 کتاب بعد از زلزله
 کتاب دادگسترها
 کتاب بهانه های عالی و چیزهای خوب دیگر
 کتاب پس از تو