کتاب باز هم من

اثر جوجو مویز از انتشارات مصدق - مترجم: سمیرا بیات-پرفروش ترین رمان های ایران

كتاب «باز هم من» جديدترين اثر جوجو مويز، نويسنده‌ی موفق انگليسی است كه در آن به بيان ادامه‌ی ماجراجويی‌های «لوئيسا كلارك» پس از وقايع اتفاق افتاده در كتاب‌های «من پيش از تو» و «پس از تو» می‌پردازد. حالا لوئيسا وارد نيويورك شده است. تا زندگی جديدی را شروع كند. او با آغاز كارش در منزل «لئونارد گوپنيك» و همسر جوانش «اگنس» قدم به دنيای ثروتمندان نيويورك می‌گذارد. دنيايی كه زندگی و تجارب جديدی برايش به ارمغان می‌آورد و كيليومترها دور از «سم»، طی رفت و آمدهايی كه با خانواده‌های اعيان نيويوركی پيدا می‌كند، با شخصی به نام «جاش» آشنا می‌شود. «جاش» كسی است كه تمامی خاطرات گذشته از عشق ناكامش، «ويل» را برايش تداعی می‌كند و...


خرید کتاب باز هم من
جستجوی کتاب باز هم من در گودریدز

معرفی کتاب باز هم من از نگاه کاربران
من خوشحالم که یک نسخه از Still Me توسط Jojo Moyes را در مسابقات Penguin House UK - مایکل جوزف و NetGalley به دست آورد. من تصمیم گرفتم قبل از تو و بعد از تو مرا دوباره بخوانم که دو کتاب اول این مجموعه هستند تا دوباره به یاد داستان لوییس بپردازند. خواندن درباره لوئیزا مانند بازدید از یک دوست قدیمی است. من این کتاب را دوست داشتم و آن را در دو روز خوانده ام چون نمی خواستم آن را بگذارم. من از اولین جمله قلاب کردم و کاملا دوست داشتم که بتوانم درباره ماجراجویی لوئیز در نیویورک و تمامی وقایع و سقوطهایش را دیدم. من خوشحال شدم که او هنوز همان شخصیت خوش بین با همان حس شوخ طبعی است. امیدوارم در آینده نزدیک یک کتاب دیگر درباره لوئیسا و خانواده اش وجود داشته باشد.

مشاهده لینک اصلی
*** SPOILER ALERT !! نه !! فقط نه! اوه، من فریب خوردم و فریاد زدم !!! پایان دادن CRAP !!!! من این کتاب عصبانی هستم

مشاهده لینک اصلی
â € خوب، در اینجا من خداوند هستم، ضربه زدن به پشت درب شما این فوق العاده است که جایی که همیشه همیشه می خواستم باشم برای اولین بار نفس نفس نفس کشیدن در شهر نیویورک برای همیشه خوشحالم به همه غم و اندوه من و فردا من در راه من حدس می زنم که ارباب باید در شهر نیویورک باشد - من حدس می زنم خداوند باید در شهر نیویورک باشد - نویسنده های ترانه: هری نیلسون، لویز کلارک، در این کتاب سوم سریال من قبل از شما، به دنبال یک زندگی جدید است در جایی که در آن زمان یک بار کار کرده و زندگی کرده بود. یک دوست موقعیتی را برای کار کردن برای یک خانواده مرتب کرده است که فقط می تواند به عنوان مضحک ثروتمند توصیف شود. نوع افرادی که دارای لمسی با رانندگان هستند که در اطراف گوشه پارک قرار دارند و صبر می کنند تا به طور منظم احضار شوند. با این حال، شهر نیویورک، با تمام زرق و برق و زرق و برق بیش از حد خیابان های تیره تر، حداقل برای مدتی. برای آن چند دقیقه، دهان من پر از مواد غذایی ناآشنا، چشمان من پر از مناظر عجیب و غریب ، من فقط در لحظه وجود داشت. من کاملا در حال حاضر هستم، حواس من زنده است، تمام من باز است برای دریافت تجربیات جدید در اطراف من. من تنها در جهان بودم که احتمالا می توانستم باشم. \"لئونارد گپنیک، اهداکننده و سرمایه دار، از لحاظ فنی کارفرمای اوست و کار لوئیزا به عنوان دستیار دوم خانم گپنیک، آگنس عمل می کند. آگنس جوان است، خیلی بزرگتر از لویزیا، اگر او بیشتر از همه است. پس زمینه او، یک masseuse، چگونه او را دیدار آقای Gopnik موضوع شایعات زیادی است که خانم Gopnik سابق و دوستانش همیشه خوشحال هستند که به شعله های آتش. آگنس، به کسانی که در خارج، به نظر می رسد که همه چیز او نیاز دارد کاملا شاد او در لهستان متولد شده است، او با کمترین هزینه به امریکا آمده است، یک آپارتمان با دوستان دارد - دوستان که دیگر با او صحبت نمی کنند؛ زیرا شوهرش ثروتمند است. دوستان لئونارد، همکاران، به خانم Gopnik اصلی وفادار هستند، و فعالیت های اجتماعی آگنز مجبور به حضور است، او را هدف باز از نگرش های خصمانه قرار می دهد، و لوئیزا می بیند، می تواند احساس خصومت را مانند یک حرکت روح، به دنبال برای یک فرصت دیگر برای ارسال یک لرزش پایین ستون فقرات خود را. آگنز احساس تنهایی می کند. \"من می دانم این\" هیچ کس همه چیز را نمی گیرد. و ما مهاجران این را بیشتر از هر کسی می شناسیم. همیشه یک پا در دو مکان دارید شما هرگز نمی توانید واقعا خوشحال باشید، زیرا از لحظه ای که ترک می کنید، شما دو نفر هستید و در هر کجا که شما نیمی از شما هستید، همیشه به سمت دیگر دعوت می کنید. \"جوراب شلواری جادویی واقعا در میان این جامعه برتر مد است خانمها و لوئیزا هنگامی که مجبور به همراهی Agnes با رویدادهای اجتماعی می شوند، مبارزه می کند، آگنس به عنوان یک قایق زندگی می کند و اغلب او را \"دوست\" می گوید. شخصیت مورد علاقه من در این داستان خانم بود DeWitt، یک زن که در ابتدای درمان لوئیزا، پرشور و خواستار است، کمی عصبانی است. در نهایت، لوئیزا موفق به پیدا کردن او دوستانه تر و دوستانه تر می کند، در صورتی که متولد شده باشد. بخش مورد علاقه من این داستان زمانی بود که لویزیا علت یک کتابخانه را در معرض تعطیل قرار داد. هنگامی که شما منهتن را ترک کنید، او به راهپیمایی هفتگی می رود وقتی که می تواند، به تحقق تفاوت های شدید در شیوه زندگی به ارمغان بیاورد. او تلاش می کند تفاوت ایجاد کند. â € کتاب آنچه شما را در مورد زندگی تدریس می کنند. کتاب ها در مورد همدلی به شما آموزش می دهد. اما شما نمی توانید کتاب بخرید، اگر به سختی می توانستید اجاره کنید. بنابراین کتابخانه یک منبع حیاتی است! شما یک کتابخانه را خاموش کرده اید، لوئیزا، شما فقط یک ساختمان را خاموش نکنید، امیدواری را تعطیل می کنید. »در اینجا کمی عاشقانه، برخی لحظات جالب، حتی برخی لحظات هیجان انگیز، هیجانی، هر کدام از آنها اضافه کردن به این داستان در مورد لوئیزا، چگونه او را به درک برخی حقایق در مورد خودش و کسانی که در اطراف او، زندگی در این شهر بزرگ است که بسیاری از آنها به تماس خانه. بسیاری از تشکر، بار دیگر به سیستم کتابخانه عمومی، و بسیاری از کتابداران که مدیریت، سازماندهی و نگه داشتن آن در حال اجرا، برای وام این کتاب!

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** بررسی طولانی پیش رو. . به دلخواه خود بخوانید من صادقانه امیدوارم Jojo Moyes این را می خواند. من درک می کنم قبل از اینکه شما در قلمرو قلب بسیاری از مردم را دوست داشته باشید. من مطمئنم که بیشتر شنیده اید یا فیلم آن را دیده اید. در کل این مجموعه، می توانم صادقانه بگویم این کتاب غیرمعمول و غم انگیز است، زیرا آن را به شخصیت اصلی خود بی عدالتی انجام داده است. لوییزا کلارک سزاوارتر است در سراسر این کتاب ها، غیر ممکن است که متوجه نشوید که او قلب مهربان و مهربان ترین خود را دارد، اما همچنان با عشق ورزیدن به مردان خودخواه ادامه می یابد. مردان، که در نهایت جذاب هستند اما در ظاهر نیز قلدر هستند. عزت نفس او سقوط او است، زیرا او غرور خود را پشت سر گذاشته است، و حس خود را از ارزش خود را به ارزش است که باید به آن متوقف شود. قبل از اینکه شما در اطراف لوئیزا تبدیل شدن به @ همراه @ از وین Traynor، مرد است که فلج و به طور دائم در یک cynical گیر حالت. آنچه ابتدا به عنوان یک روابط کارفرما و کارفرما نفرت انگیز آغاز می شود، به آرامی به دوستی و بعدا عشق تبدیل می شود، تا زمانی که به انتهای آخر برسیم که در آن اتیانازی را مرتکب می شود. این خام ترین کتابی بود که تا به حال خوانده ام. گفتن، من به نقص Wills کورکورانه نبودم و این که او به طور ناگهانی به لوئیسا یادآوری کرد که او این دختر کوچک شهر بود که به سادگی مجبور به @ live @ بود و تعریف او از زندگی شامل کشف جهان بود. بله، لوئیسا تحت تجربیات جدید شکوفا شد، اما کیفیت آن تقریبا دستکاری شده بود، به طوری که او گاهی او را فشار می داد، انگار، اگر او برای تمام این چیزهای جدید با این @ potent @ که در او متوجه شده بود، تلاش نکند، پس او به سادگی پذیرفت به داشتن هیچ بدن تأکید بر اینکه چگونه لوئیزا هرگز به جسم شهوت نرسیده است، می گویم که کلمه ی شلوغ به راحتی، بلکه یکی از عشق است. کسی که شما را فورا متوجه نمی کند، اما دوست دارد به شکل قالب بپوشد. او به یک مدل روشن و روشن براق لوئیزا کلارک مناسب است. به نظر می رسید که هیچ کس Lou را قبول نمی کند. من پس از 18 ماه پس از خودکشی الاغ شروع می شود. لوئیزا در یک رشته غم و اندوه گیرنده است، قادر به درک او از چگونگی او وعده خود را به ساخته شده به ویل: وعده زنده و تجربه چیزهای جدید را انجام دهد. تغییر در خود تنها پس از آن که او به طور غیر منتظره با دختر 16 ساله ملاقات می کند، هرگز نمی دانست که او دارد. و جایی در میان هرج و مرج، او شروع به ارشاد به نام سام، احتمالا حداقل رمانتیک و کمتر پرشور مرد را به عنوان یک قهرمان برجسته در یک کتاب است. در نهایت من، لوئیسا در نهایت در جستجوی یک ماجراجویی در نیویورک با یک کار جدید است. Shes روشن چشم و مثبت و بی باک. من ترس و وحشت را تحسین میکنم خانه بیمار نیست، اما در زندگی او و فضای منزوی از دست رفتن حاد مردم است. â € œ شما همیشه یک پا در دو مکان. شما هرگز نمی توانید واقعا خوشحال باشید، زیرا از لحظه ای که ترک می کنید، شما دو نفر هستید و در هر کجا که نیمی از شما هستید، همیشه به دیگری می نگرید. این قیمت ما، لوئیزا است. این هزینه است که ما هستیم. \"روابط راه دور بین خود و سام تبدیل به یک فشار می شود. هیچ کس تلاش نمی کند با لوئیسا کار کند و تنها زمانی که او را از دست داده و به طور ناگهانی @ ارزش @ خود را مشاهده کنید. این کاملا احتمالا واقعی ترین و ناامید کننده چیزی است که در مورد خواندن. او در سه ماه اول حرکت خود سم را امتحان کرد که نامه ها و نامه های او را نوشت و او را در تمام بیت های کوچکی از زندگی اش به روز کرد، زیرا آنها هنوز هم برای یکدیگر هستند. اما هس بسیار خوبه از خواسته های او است و کمی به هیچ تلاشی عاطفی در رابطه اش نمی کند. در عوض زمانی که او به سراغ او می آید، او سرزنش می کند که او را ترک کرده است و در این مکان جدید تغییر کرده است. به نظر می رسید او مصمم بود که هر بار که با هم می گذشت، ترش شود. او به هیچ وجه از کارهای کوچک او برای حفظ او در زندگی اش قدردانی نمی کند و این بسیار نادانی بود که باعث شد من او را ناراحت کنم زیرا این دستور غذا برای پایان دادن به رابطه است. لو می داند که او یک زن شغل جدید دارد و در حالی که اطلاعات از طریق چیزی که تنها می تواند به عنوان یک شهود زنانه فیلتر می شود، لو می داند که این خانم به نام کیت به وضوح به سام است، اما زمانی که لوئیسا احساساتش را اعلام می کند، سام او در عوض او بیش از یک مرد به نام جاش را حسادت می کند که هنگامی که او در یک موقعیت پیچیده گیر افتاده بود مفید بود. مردی که شبیه ویلی است فقط به نظر می رسد. لو که جاش را پس میگیرد، هنگامی که متوجه می شود که او را از بین می برد. با این حال او همان محدودیتی را به او نمی دهد. در عوض او با کتی به کافه ها می رود، آنها بدن خود را به عکس های بدن نگاه می کنند، آنها نوشیدند، او می رود به کمد لباس خود را ثابت. صرف ساعت کاری در شرکت زنانی که علاقه مند هستند، تقریبا قابل فهم است، در عین حال صرف وقت غیرمستقیم در شرکت زن که شما می دانید، دوست دختر شما را به وضوح نشان می دهد که شما به خواسته های او احترام نمی گذارید. این ها اعمال یک دوست پسر نیستند بلکه یک مرد به دنبال فرصت تقلب است. وقتی لوئیسا به زودی از کریسمس انتظار می رود و قصد دارد تا سام را شگفت زده کند، او این را می گوید: \"او در طول حمل و نقل گفت:\" چیزی ...

مشاهده لینک اصلی
أ ... â ... ... â ... â ... ... ½ باید اعتراف کنم که من انتظارات زیادی از این سهم و ادامه غیر ضروری من قبل از شما نداشتم. من تا به حال برنامه ریزی نکرده بودم که آن را بخوانم، اما یک بررسی بسیار مثبتی از طرف دوستان خوب لیست مورد اعتماد بود: Myrna من را متقاعد کرد که ارزش خواندن دارد. و بله، بسیار ارزش خواندن دارد. به نظر من، هنوز هم ممکن است توسط خوانندگان مضطرب، پذیرفته شود، چرا که بسیار خواندنی است مانند یک رمان مستقل. بله، فیس بوک ها و ذکر کاراکتر از دو کتاب اول وجود دارد، اما از @ continuation @ به نظر می رسد. من واقعا از لوئیزا لذت می برم چون او در روابط، کار و آگاهی خود حرکت می کند. شخصیت هایی که او در طول راه می بیند، آسان است که در مورد اینکه آیا از آنها نفرت دارید یا آنها را دوست دارید، سرمایه گذاری کنید. من چند اشک ریختم و برای پایان دادن به این کتاب آماده نبودم. به عنوان یک خواننده که در تصمیم Jojo Moyess (و یا شاید تصمیم ناشرانش) به من فشار آورد تا قبل از اینکه Yous به یک سریال برسد، به طور ناامید شدم، اکنون شگفت انگیز به دنبال قسط دیگری هستم. بالاخره لوئیسا خودش و من را برای یک دوستش پیدا کرد. نقل قول مورد علاقه من: من در مورد اینکه چگونه شما توسط بسیاری از افرادی که شما را محاصره می کنند، فکر کرده اید، و اینکه چقدر دقت کنید که شما باید آنها را برای این دلیل دقیق انتخاب کنید، و سپس فکر کردم، با وجود همه چیز، در نهایت شاید شما باید همه آنها را از دست بدهید تا واقعا خودتان را پیدا کنید. »

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب باز هم من


 کتاب از من نخواهید لبخند بزنم
 کتاب برادران کارامازوف
 کتاب راهنمای تفکر نقادانه
 کتاب دیدن دختر صددرصد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
 کتاب زندگی خود را طراحی کنید
 کتاب پاستیل های بنفش