کتاب درک یک پایان

اثر جولین بارنز از انتشارات قاصدک صبا - مترجم: نیلوفر داد-پرفروش ترین رمان های ایران

تونی وبستر عادی بودن زندگی‌اش را پذیرفته: کار و بازنشستگی، ازدواج و طلاقی دوستانه. اما او هم مثل ما جوانی‌اش را درون خود نگه داشته و به سالمندی رسیده است. مهم‌ترین واقعه‌ی عمرش دوستی با ایدریئن تیزهوش و مستعد فاجعه است. چهل سال بعد دفتر خاطرات همین دوست که طبق وصیت‌نامه به او واگذار شده، او را برمی‌انگیزد تا زندگی خود را بازخوانی کند. کتاب «درک یک پایان» آخرین اثر جولین بارنز است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و جایزه «من بوکر» را نصیب خود کرد


خرید کتاب درک یک پایان
جستجوی کتاب درک یک پایان در گودریدز

معرفی کتاب درک یک پایان از نگاه کاربران
این کتاب هواپیما است، و مغز من در آنجا نشسته است و منتظر است تا به صورت صلح آمیز و صاف از طریق آسمان پرواز کند. هر بار که نویسنده ایده های فلسفی را از بین می برد، من با آشفتگی روبرو شدم. خلبان به بلندگو می آید و هشدار می دهد: «دخالت های ذهنی!» اما مهاجم شد. من نمی توانم خواندن را متوقف کنم من باید پذیرفتم که من کنجکاو هستم، به علاوه توصیه شده است که سوار یک خودروی خوب باشد. در ضمن، مغز من باید بیش از حد سخت کار کند. آن همه پرش و بیداری است و من می خواهم آن را متوقف کنم. من می خواهم سوار صاف، یک داستان صاف. این ناراحتی از ذهن من است که در جستجوی یک داستان فریبنده است. بنابراین آنچه که می خواهید بگوید این است که کتاب ناهموار است. وقتی شروع کردم آشفتگی ایجاد شد و سپس وقتی ورونیکا به تصویر آمد (زمانی که به جای فلسفه تعامل وجود داشت)، صاف شروع شد. نویسنده حل و فصل می کند و فقط به داستان خود می گوید؛ من برای خواندن راحت، همه آرام و صعود در دل غرق شده است. اما منتظر بمانید، همانطور که قسمت دوم شروع می شود، این تلاطم دوباره وجود دارد، پچ های خشن. Pshew، آشفتگی یک بار دیگر متوقف می شود، و قایقرانی صاف بازشماری. سواری پرشور همه ی آنالوگ های احمقانه کنار، کتاب بیش از حد لعنتی به خوبی برای خود است. داستان توسط تونی، که نام واقعا اشتباه است، نقل شده است. (با عرض پوزش به کسانی که Tonys خارج وجود دارد.) هنگامی که من از تونی فکر می کنم، من به سوپرانو فکر می کنم. اما بر خلاف تونی، این تونی یک فکری دور و کنترل است. نویسنده باید حداقل آنتونی را نام برد. این کتاب با تونی شروع به صحبت کردن با برخی از دوستان، از جمله Adrian مبهم اما مضحک خسته کننده است. هر زمان که آدریان در تصویر باشد، قوانین آشفتگی، \"سواری پر سر و صدا، پر سر و صدا و ناراحت کننده است.\" آدریان در کنار خسته کننده بودن، اشتیاق، نداشتن و احتمالا اوتیسم است. به سختی درک می کنید که چرا تونی با او ازدواج کرده است. سونی تونی دارای یک دوست دختر به نام ورونیکا است. و من برای مدت زمان کوتاهی در صحنه خود آواز خواندن. ناگهان، هواپیما از 40 سال پیش به سرعت بالا میرود و از بین میرود. این وحشت زده و ناراحت کننده است. و سپس قسمت 2 را می بینم که در چهره من است. من متوجه شدم که من فقط یک \"پایان\" داشتم به عنوان قسمت 1 به طور ناگهانی به پایان رسید. در حال حاضر، همانطور که قسمت دوم شروع می شود، یک تلاطم کوچک دوباره وجود دارد، همانطور که سرم تلاش می کند تا فلسفه خسته کننده را بچرخاند. پیش از آنکه بدانم، این کتاب به یک رمز و راز تبدیل می شود. چی؟ باید این راز را در ابتدای کتاب به جای ظاهر شدن در چرخه نیمه راه، در نظر نگرفته باشیم؟ همه چیز بد نیست، هرچند مرتکب بدی است که خوب است. در اینجا من دوباره با لیست هایم می روم. چیزهای خوب: زبان پیچیده و غنی. - یک رمز و راز جذاب؛ من هیجان زده شدم تا ببینم چطور تمام می شود. - یک راوی خوب. و تونی خوشحال است، با وجود طبیعت جدا خود و نام نامناسب. - پایان فوق العاده. کاملا غیر منتظره و هوشمندانه. - تکگانی های قوی قوی و مقدار مناسب آنها. - هر زمان که احساسات (احساسات) را دیدم، به داستان می رسیدم. برخی از فلسفه ها هضم و تحریک کننده بودند، به خصوص در مورد حافظه و زمان . اینجا یکی از من دوست داشت: \"آنچه شما در نهایت به یاد می آورید، همیشه همان چیزی است که شاهد آن بوده اید.\" چیزهای بد: - به جز تونی (راوی)، شخصیت های اصلی توسعه نیافته اند. منافع مرکزی تونی، آدریان، قطره ای است که حتی انسان به نظر نمی رسد. او مدت زمان پخش را خیلی کم می کند، اما این خیلی خوب است که هر بار که من مجبور شدم در اتاق با او باشم، خیلی خسته شدم. دو دوست دیگر تونی نیز توسعه نیافته اند و به هیچ وجه هدف ندارند؛ بهتر بود که آنها را کاملا از بین ببرم (اگر به من پول ندهی، نمی توانم نام آنها را بگویم). از آنجا که کاراکترها ضعیف هستند، من نمی توانم درک کنم که آنها چگونه کار می کردند. من به جز تونی هیچ کمکی به هیچ کدام از آنها نکردم. شاید نکته کل این بود که آدریان و ورونیکا را مرموز نگه داریم. اما هنوز، بارنز می تواند آنها را کمی بیشتر توسعه داده، بنابراین ما چیزی برای کار با؛ بنابراین ما می توانیم چیزی، چیزی برای آنها احساس کنیم. - نامه ای از آدریان، فرصتی است که از دست رفته است - می توان آن را با احساس و قلب فرا گرفت. در عوض، آنقدر متراکم، بی ثبات و غیر قابل درک است، آن را از بین بردن است. درست وقتی که من می میرم برای شنیدن برخی از آب، من هیچ چیز را دریافت نمی کنم. کاملا غیرقابل پیش بینی من به نویسنده نیاز دارم که یک استخوان پرتاب کنم، بنابراین می توانم با ادریا همدردی کنم یا متقاعد باشم که او حتی انسان است. - قدم زدن خاموش است - کتاب قبل از اینکه رمز و راز آغاز شود، نصف شده است. - فلسفه بیش از حد وجود دارد، و آن را با داستان تداخل می کند. در کتاب های بزرگ، نویسندگان در اندیشه های فلسفی خود را به طور غریزی در نظر می گیرند، اما این مورد در اینجا نیست. نیویورک تایمز می گوید که این کتاب \"معقول با ایده های فلسفی است.\" این باید اشاره ای داشته باشد. اینجا یک نقل قول است که به شما طعم فلسفه Barnes را می دهد. من ممکن است آن را در یک مقاله، اما نه در یک رمان. این یک وقفه مزاحم است: \"تاریخ\" این است که اطمینان تولید شده در نقطه ای است که ناقص های حافظه از ناسازگاری اسناد استفاده می کنند. \"رمز اصلی (چرا تونی چیزی داده شد) هرگز حل نمی شود. پایان فوق العاده دراماتیک این حقیقت را تیره و تار می کند اما به من خیره شد. بارنز نویسنده ی دقیق است، بنابراین من نمی دانم چرا او نادیده می گیرد ...

مشاهده لینک اصلی
این کتاب برای من بسیار سخت بود. من شخصیت اصلی تونی وبستر را نداشتم، شصت مردی که تنها یک مرد جداگانه بود و با نوستالژی پر شده بود و از گذشته پشیمان شده بود. نویسنده دارای چند بینش بزرگ فلسفی است که کتاب را ارزشمند ساخته است. من فقط آرزو می کنم که او بتواند بقیه را ترک کند. برای بازنویسی روابط قبلی Tonys، از جمله دوستانش در دبیرستان و کالج، عاشقان، ازدواج و طلاق، اهمیتی نمی دهند. من فکر می کنم همه اینها برای نویسنده ضروری است تا از افکار فلسفی او در مورد چگونگی مشاهده گذشته ما در مقابل این که واقعا اتفاق افتاده است، حمایت کنیم. اما من این نکته را می گیرم که سعی دارد بدون تمام داستان خسته کننده به کار رود. همچنین، نویسنده تا انتهای تعجب ایجاد کرد که حتی به خاطر چگونگی کار من برای کاراکترها حتی مرا ندیده بود. تمام اینها تنها ثابت کردن این بود که خاطرات فقط یک نظر هستند. نویسنده باید این را به مقاله ای درباره شرایط بشر از جمله نقل قول های زیر که تیره تر می شود و منجر به پایان دادن به منجر شود پایان می دهد: @ آنچه شما پایان اگر من نمی توانم از حوادث واقعی اطمینان داشته باشم، حداقل می توانم به این باورها برسیم که این واقعیت ها باقی مانده است. @ @ بعد از اینکه ما شکستیم، او با من بیدار شد @ به راحتی فلیپ می شود She left with me، سپس من با او از هم جدا شدم.تاریخچه ای که زیر بینی ما اتفاق می افتد، باید روشن باشد، اما این محتاط ترین است.همه ما در نهایت متعلق به همان دسته، غیر به جای آن چیزی است که اشتباه است با جوانانی که نمی توانند از یک نابغه شگفت زده شوند.من به اندازه کافی عجیب نیستم که کارهایی را که در زندگی ام انجام دادم انجام دهم.این به من می گوید که این ممکن است یکی از تفاوت های میان جوانان و سنین: زمانی که ما جوان هستیم، آینده ای را برای خودمان ایجاد می کنیم؛ زمانی که ما قدیمی هستیم، ما اختراع متفاوت دیگری را برای دیگران انجام می دهیم.و زندگی طولانی تر ادامه می یابد، کمتر کسانی هستند که برای به چالش کشیدن حساب خود، به ما یادآوری می کنند که زندگی ما، صرفا داستان ما در مورد زندگی ما گفته شده است. وقتی که شما در سن بیست سالگی هستید، حتی اگر شما در مورد اهداف و اهداف خود اشتباه گرفته اید و اشتباه می کنید، شما احساس خوبی دارید که زندگی خود و چه چیزی در زندگی شما و ممکن است تبدیل شود بعدها ... بعد از آن عدم قطعیت بیشتر، همپوشانی بیشتر، عقب افتادگی بیشتر، خاطرات نادرستتری وجود دارد. در آن زمان، شما می توانید زندگی کوتاه خود را به طور کامل به یاد داشته باشید @ من علاقه مند به QUOTE @ گاهی اوقات من فکر می کنم هدف از زندگی است که ما را به از بین بردن احتمالی ما با پوشیدن ما، با اثبات، هر چند طول می کشد، که زندگی همه چه کسی گفت که بیشتر ما زندگی می کنیم، کمتر ما درک می کنیم؟ @ @ شما به پایان عمر می رسید - نه، نه زندگی خود، بلکه چیز دیگری؛ پایان هر گونه تغییر در آن زندگی. شما مجاز به یک لحظه طولانی از مکث هستید، زمان کافی برای پرسیدن سوال: چه چیز دیگری مرتکب اشتباه شده اید؟ @ @ انباشت وجود دارد. مسئولیت وجود دارد و فراتر از آن، ناآرامی وجود دارد. ناآرامی های زیادی وجود دارد. @

مشاهده لینک اصلی
درباره این کتاب گفته شده است. من نمی خواهم اینجا را اینجا بنویسم، هرچند بسیاری از افرادی که می شناسم قبلا آن را خوانده اند. احساس پایان به حافظه مربوط می شود، چگونه ما آن را بازیابی و شکل آن، ذهنیت و خویشتن خویش را در طول زمان، پیری که بخشی از تمام زندگی ما (اگر ما باید زنده بمانیم) و مرگ ناگزیر. من شکاف بزرگ بین کتاب 1 و 2 بود من آن را در یک iPad دوست داشتم. این یک تجربه خوب بود - همانطور که بعدا کتاب را مورد بحث قرار داد. خواندن متنوع بود. خواندن بارنز خوب است، اما کار واقعی می تواند خسته کننده باشد. اما این ممکن است نقطه تمام اینها باشد. همه چیز وابسته به چیزی است که بسیار ناپایدار است: حافظه. چقدر ما آنتونی راوی خودمان را باور می کنیم؟ چقدر خود را با یادآوری وقایع 40 ساله خود در گذشته باور دارد؟ من 2 یا 3 گزینه خودم دارم و مطمئن هستم که شما خودت هستی شاید این علامت یک رمان بسیار موفق با موفقیت است که به طور کامل با هدفش منطبق است. اما این نیز یک رمان خسته کننده است، متناوب جالب و لذت بخش است به خواندن با گیج کننده و دشوار به درک در total.Uddate 2/11/12: پس از بحث های زیادی با دیگران (نگاه کنید به موضوع در ترازا برادرس بررسی این کتاب) من تصمیم گرفتم اضافه یک ستاره به رتبه من اهداف و اهداف بارنز در نهایت تنها توسط او شناخته شده است، اما اگر او می خواست یک کار انجام دهد که منجر به بحث در حال بحث در مورد معنی حافظه و پیری شود - البته او مطمئنا است. و این بحث واقعا نمیتواند فقط یک نتیجه داشته باشد، همانطور که شخصی آن را همانطور که داستان است، دارد. خیلی به اینجا می روم، من مجبور شدم با وجود خودم آن را کمی تجدید نظر کنم.

مشاهده لینک اصلی
کاملا به سادگی فوق العاده است وزن کم با قدرت مشت زنی برادران کلاچکو. هر دوی آنها. خدایا! تایپ کردن روی این صفحه نمایش لمسی کمی مزاحم باعث تحریک کننده می شود. یک بررسی مناسب برای آمده است. در اینجا آمده است! و با آن فریب خورده است، پس به یاد داشته باشید. این کتابی است که به شما اجازه نمی دهد به آسانی. آن را مانند خارش تحریک می کند. درست مثل دوست گرامی GR من Teresa می گوید در بررسی خود آن را زیر پوست خزنده، بسیار شبیه به مارگاریتای راه با مرغ، لباس آن را با کره و گیاهان بین پوست و گوشت. در حقیقت این که باعث تحریک کننده در گوشت من شده است به آرامی در حال خرد شدن است بنابراین در تلاش برای تسکین، من بازگشته و 150 صفحه کامل را دوباره خواندم. مثل تونی، راوی که معروف فقط آن را تا 148 صفحه دریافت نمی کند، من فکر می کنم اکنون آن را دریافت می کنم. من مطمئن نیستیم که ما همیشه می توانیم مطمئن باشیم که ما آن را دریافت می کنیم، اما می گویم من آن را دریافت می کنم. مرجع دیگر: در بررسی او GR دوست ترسی اشاره می کند که بیشتر متخصصان بررسی Tony را در ارزش اسمی گرفته شده، او را به عنوان یک راوی غیر قابل اعتماد و کل به عنوان یک ریف در پخته شدن حافظه. تروی به درستی برنز را با ظرافت و افسونگی کافی تعریف می کند و آن را تردید می کند که موضوعی که به طرز قابل توجهی در سراسر آن دیده می شود می تواند بیش از یک نوع دنباله دروغ باشد، طوفان احمق را برای توجه ما جذب کند. البته، البته، هیچ انکار نمی کند که تونی وبستر، بافت شبکه، گذشته اش را محکوم کند. هنگامی که دوست دختر سابقش به طرف دوست کامریت آدریان احترام می گذارد، تونی یک کارت پستال خنده دار را در سبک پرطرفدار فکری که او و دوستانش سرگرم کننده می بینند، می فرستد. او می تواند این کارت پستال را به صورت عمدی به خاطر بسپارد، اما زمانی که او کمی بیشتر به آن اشاره می کند، سرانجام نامه ای به دو نفر از آنها نوشت، او در مورد آنچه که در آن بود، شگفت آور مبهم است. @ تا آنجا که من به یاد می آورم به آنها تقریبا آنچه را که از ذهن های اخلاقی مشترکشان می اندیشید به آنها گفتم. @ در ذهن ما کاشته شده است. تونی محروم است؟ از آنجا که روشن است که او cagey است. بنابراین زمانی که نامه ای که نوشت دوباره ظاهر می شود، ما هر دو شوکه شده و ناامید کننده هستیم: با زخم هایش شوکه شده و متاسف نیست که حافظه اش را سرکوب می کند. البته او بدیهی است و آن مالیدن است این خیلی واضح است، ما دوباره و دوباره می گویم این فقط خاطره ای است که از خواندن آن پس از آن چه در آن زمان اتفاق افتاده است. اکنون. سپس. به هنگام. اما چه زمانی؟ وقتی تونی این را بنویسد؟ قسمت اول تنظیم است. این یک گزارش نسبتا مستقیم (درخشان) است که ما باید درباره آدریان، درباره ورونیکا، تعطیلات ناخوشایند با خانواده اش به ما اطلاع دهیم تا خانواده ورونیکا را در مورد خودکشی ببینیم. پس از آن 40 ساله که در آن تونی کار می کرد، ازدواج کرد، یک دختر و پس از آن طلاق دوستانه ای داشت و اکنون بازنشسته شده است. آن را در یادداشتی از پذیرش آرام زندگی چگونه است. صمیمانه مرتب شده پایان؟ قسمت دوم پرداخت است. آن را با برخی از افسانه ها در پیری، در گذشت زمان آغاز می شود، اما پس از آن: @ یکی از آن پاکت های سفید بلند بود با نام و آدرس من در یک پنجره نشان داده شده است. @ پازل شروع می شود. و یک پازل است. مادر ورونیکس تونی را جمع مبلغ و برخی اسناد در اراده او را ترک کرده است. قسمت دوم متشکل از تونی است که تلاش میکند تا اسناد را پیدا کند، جایی که هستند، و چرا خانم فورد باید آنها را ترک کند و پولی برای تونی از همه مردم بگذارد. حالا، Ive نوشته شده است پازل شروع می شود. اما تونی، رویدادهای بعدی را در زمان گذشته روایت می کند، بنابراین پس از آن حوادث. و با این حال او آنها را روایت می کند همانطور که اگر او نمی داند پایان. این یک تصور آگاهانه نادرست از آنچه اتفاق افتاده است، همانطور که او در حال روایت می شود به خود او باز می گردد. او خواننده را با قطعه ها و نکات عجیب و غریبی که او را به جلو می اندازد، علی رغم سابقه هشدار سابق خود در مورد زنانی که خاطرات خود را در دفتر خاطرات خواند، تنها برای پیدا کردن خود در صفحات خود به عنوان یک گاو واقعی و یک جنون احمقانه توصیف کرد. و البته او می خواهد بداند. یک معما ما یک پازل است که می خواهیم حل کنیم. و ضعیف تونی با چنین عجیب و غریب مبهم تغذیه می شود - یک صفحه ای از دفتر خاطرات آدریان که با جمله ی ناتمام در پایین پایان می یابد بنابراین، برای مثال، اگر تونی .......، او یک گروه مراقبت در بیماران مبتلا به کمردرد و هیچ مطلبی درباره اینکه چه کسانی هستند و یا چرا ورونیکا به طور ناگهانی مریم است صحبت کرد. برخی از این نکات تقریبا شگفت انگیز در اسرار آمیز خود هستند. هنگامی که نشان می دهد در نهایت می آید، آن را به عنوان یک تعجب کامل می آید: تونی هرگز پیش فرض آنچه که او در پایان تلاش های او کشف کرد. او داستان خیانت خود را درست تا صفحه 148 حفظ می کند، حتی اگر این نوشته را به صورت گذشته نگاری انجام دهد. حس پایان - چنین عنوان چند لایه ای! یک پایان که منطقی است. این ایده که پایان نزدیک است. مفهوم اینکه پایان باید باشد و البته یک اشاره به یک کار ممتاز توسط فرانک کرامود. بیشتر وجود دارد: ما در زمان زندگی می کنیم و تیک تاک در صفحه اول نیز اشاره به Kermode است. داستانی یک روش تحمیل نظم در زمان ناسازگار است. تیک تاک یک مدل از طرح است، یک راه انسانی کردن زمان با دادن فرم آن. برای تحمیل یک الگوی در زمان، یک هدف مورد نیاز است که با هماهنگی رضایت بخش با وسط و ...

مشاهده لینک اصلی
احساس پایان دادن به جولیان بارنز به عنوان یک داستان جذاب، اگر تا حدودی آشنا از یک گروه از پسران انگلیسی به پایان می رسد شروع می شود و راه خود را در جهان با عضو گروه Adrian فین @ متفاوت @ و @ به احتمال زیاد به @ عضو دپارتمان گروه جهاني است. راوی یکی از سه پسر دیگر است که همه در مدرسه ملاقات می کنند و از طبقه متوسط ​​به دنیای 1960 لندن می آیند. در مورد 3/4 از طریق کتاب، من به شدت زهر و بی حوصله شروع به پوشیدن کردم، هر چند هر صفحه خطوط بارونزي شگفت انگيزي از قبيل: @ يا بهتر از اين، حافظه من از خواندن من پس از آن چه در آن زمان اتفاق افتاد، @ و @ شما ممکن است از من بخواهيد که تئوري خود را به خودم بسپارم و توضيح دهم که خسارت من چه بوده است ... و چه عواقب آن ممکن است: چگونگی تاثیر آن بر قابلیت اطمینان و صداقت من تاثیر می گذارد @ دو چیز در طول این دوره از خواندن من را ادامه داد: آن ها به زودی پس از شروع به تسلیم شدن، صدای (تعجب) ناگهان زنده شد و، دو، متوجه شدم که این کتاب یک داستان افسانه ای نیست، بلکه تمرکز روی زندگی، پیری، آگاهی و بالاتر از همه من فکر می کنم، خودکفایی هایی که ایجاد می کنیم برای راحتی زندگی با خودمان و دیگران زندگی می کنیم. آخرین در ابتدای کتاب نشان داده می شود که تونی (راوی) پاسخی را در کلاس تاریخ با پاسخی که در حال حاضر تقریبا تلخ است پاسخ می دهد که تاریخ آن دروغ گفته شده توسط برندگان است. پروفسور اضافه می کند، و همچنین به عنوان خود منحرف گفته شده توسط شکست خورده است. پایان کتاب به نظر می رسد هر موضوع اولیه و بافت آنها را به زیبایی با هم. یک کلمه یا رویداد یا موتیف هدر داده نشده است. من این کتاب را دوست داشتم. من آن را بی وقفه نقل قول، اما به جای من نشان می دهد همه آن را برای خود خواندن! اگر چه من فکر می کنم کتاب دارای نقص است (یعنی، جهان تن خسته و بی رحمانه وحشی از راوی است که از طرف دیگر، ارائه می دهد احساس شوک در آن لحظات دفاع از نفوذ خود را نفوذ کرده است، و شاید، پاکیزگی که در آن همه موضوعات به هم متصل هستند) بهتر از 4 ستاره است، و برای تاثیر آن بر من و تفکر من (و این ممکن است با من نزدیک بودن به سن راوی با برخی از نگرانی های مشابه)، 5 در قدرت. من می توانم تصور کنم که مردم آن را کمتر از من دوست دارند، اما مردم فکر نمی کنند که اتلاف وقتشان باشد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب درک یک پایان


 کتاب بعد از زلزله
 کتاب دوزخ
 کتاب گمشده
 کتاب شکسپیر و شرکا
 کتاب جهان در 2050
 کتاب ۱۰ درصد شادتر