کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

اثر میچ آلبوم از انتشارات قطره - مترجم: پاملا یوخانیان-پرفروش ترین رمان های ایران

یک رمان که ارتباطات غیر منتظره از زندگی ما را بررسی می کند و ایده ای که بهشت بیش از یک مکان است. ادی یک جانباز جنگی زخمی است، یک پیرمردی که در ذهنش زنده ماند. کار او تعمیر سواری در یک پارک تفریحی ساحلی است. در سن 83 سالگی او، یک تصادف غم انگیز او را می کشد زیرا او تلاش می کند یک دختر کوچک را از یک درایو سقوط نجات دهد. او در زندگی پس از مرگ بیدار می شود، جایی که او می آموزد که بهشت مقصد نیست. جایی که زندگی شما برای شما توسط پنج نفر توضیح داده شده است، بعضی از آنها شما می دانید، دیگران ممکن است غریبه باشند. یک به یک، از دوران کودکی تا سرباز به سن، Eddies پنج نفر از ارتباطات خود را با او در زمین بازبینی می کنند، اسرار زندگی نامناسب را روشن می کنند و محرمانه حقه ای را در پشت پرسش ابدی آشکار می کنند: چرا من اینجا بودم؟


خرید کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
جستجوی کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند در گودریدز

معرفی کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند از نگاه کاربران
کتاب زیبایی بود و دوسش داشتم. قابل تفکر و راهگشا. خوشم اومده از این نویسنده و حتما بقیه کارهاشم میخونم. دیدم و داره به آینده تغییر میده. و حال بهتری برام میسازه

مشاهده لینک اصلی
پس از خواندن آن چند سال پیش، من هنوز آن را به عنوان یک کتاب که من دوست دارم آن را دیدم. و من در نیمه اول انجام دادم. با این حال، به سمت نیمه دوم، قطعا شروع به کاهش کمی. من متوجه شدم كه كمتر و کمتر درباره چيزی كه او ملاقات كرده بود را كشف كردم و تا حدودی كتاب كوتاهی را كشف كردم. انسان، سالها بعد به چیزهای مختلفی نگاه می کند. من همیشه فکر می کردم که اینها موعظه ای نیستند. منظورم این است که هر وقت به آن نگاه می کردم، مطمئن بودم که این کار را نکرد. اما پسر آن موعظه بود: / ادی ظاهرا تصور می شود که فقط یک تند تند از پدرش را که او و برادرش را در دوران کودکی بی رحم او ضرب و شتم کرده بود، ببخشند. و دوباره، او قرار است به خوبی با زندگی در محل و شغل او احساس می کند در به دام افتاده و به وضوح به دستکاری شده است. و مطمئنا، انتخاب های او بود، اما من واقعا تصور می کردم که بخشی را که مادرش رد کرده بود نادیده بگیرد، جایی که او برای تأیید پدرش کاری انجام داد. ادی زمان بزرگی برای خانواده اش قربانی کرد، اما چیزی است که او برایش چیزی ندیده است. اما این خانم به او می گوید که بیشتر به پدرش مربوط می شود، زیرا او چیزی شجاعانه انجام داده است. و؟ من متاسفم، اما آیا باید او را در مورد آنچه پدرش برای همسرش زمانی که برای او تمام عمر او وحشتناک بود گله می کند؟ اروم، NO، خوبی خود را به خودتان حفظ بانوی. او فقط پر از آن است. ظاهرا او آرزوهای خاصی دارد، بنابراین هرگز محل ساخته نشد، اما شما با افتخار آشکار می کنید که شما، آیا شما نیست؟ چیزهایی مثل: غریبه ها فقط خانواده ای هستند که شما هنوز هم باید بدانید تنها زمانی که ما هدر رفتن وقت ما صرف فکر کردن ما تنها قربانی بخشی از زندگی است. فرض شده است که. آن چیزی نیست که پشیمان شود چیزی که به دنبال آن است قبل از اینکه بتواند خود را به خدا و یا یک زن اختصاص دهد، پسر خودش به پدرش اختصاص داده می شود، حتی حیله گرانه، حتی فراتر از توضیح. در حال حاضر ممکن است صدای خیلی بدیعانه و زیبا از دور ببیند اما فقط فریاد می زند. به نظر من، در واقع باید حقیقتا باور داشته باشم که گدایان، و بعد از بیش از 80 سال از آن، به خاطر این کلمات عاقلانه زنان - درست مثل این، او را بخشوده می کند. و من فقط باید این را باور کنم. * آه * اما این سه ستاره را برای یک دلیل می برد. از آنجا که بچه ها، در کتاب نیز لحظات فوق العاده ای وجود دارد. مانند: تفکر بهشت، جایی که برای شما اهمیت دارد، احساس خوبی است. بهشت از جمله پنج نفر که به شما در پیدا کردن معنا در زندگی شما زندگی می کنند در حالی که زنده است نیز بسیار خوب است. (کمی بیش از حد آرزو اما چیز مهیج برای خواندن در مورد.) در نهایت، من دوست دارم عاشقانه برجسته در کتاب.و چگونه می تواند نه؟ ادی به طرز محسوسی در عاشق شدن با او بود - و به همین ترتیب مضطرب شد - که فقط کاملا دلسوزانه است. این بیشتر از یک زمان بی گناه نشان می دهد. زمانیکه: تاریخهای اول، دست دادن و احترام، عادی بود. ادی بسیار نجیب زاده و مارگاریت بسیار بانوی جوان است. من فقط عاشق این کتاب بودم. شاید این زیبایی بود که من بیشتر دوست داشتم. من می توانم این مادر مادرم را در پیشانی اش به طرز واضح و جدی و جدی، پدر، که در روز به نظر می رسید مانند چیزی بود. دیدن جالب آن همه چیز از طریق چشمان او و اینکه چگونه با تمام خانواده و دوستانش زندگی می کند و گذشته اش را از بین می برد، به عنوان تغییر و فن آوری شروع به گرفتن. مطمئنا خیلی ناراحت کننده است. Edi یک مرد آسیب دیده است. جنگ هرگز او را به عقب ماندگارتر نکرد و تقریبا خانواده و دوستانش را به خاطر آن و تقریبا همسرش از دست داد. اما زن همسایه او کسی است که او را بسیار خوشحال می کند. آن را همانطور که او هوا بود.بنابراین همه چیز را، او مجددا ازدواج نمی کند این همه فقط قریب به اتفاق عاشقانه است اما یک طرف دیگر به این زمان است که arent بسیار جذاب است. پدر بسیار مرد خانه است. و در مورد پدرش، به او اجازه می دهد تا کودکان خود را ضرب و شتم کند، همانطور که دوست دارد. وقتی همسرش از خواب بیدار شود، به همسرش می گوید که به خواب می رود. و چه کاری انجام می دهد؟ مثل یک دختر مطیع، احمقانه، او به رختخواب می رود، عصبی نیست که برای فرزندانش حرف بزند یا برای آنها عذرخواهی کند. آره. از دور، مادر بود که در مقایسه با راههای سخت پدران او مهربان، مهربان و مهربان بود، اما زمانی که به او بیشتر نیاز داشت، او بی فایده بود. به این معنی که اینها چیزهایی هستند که تا روزهای آخر ادی را تحقیر می کنند و وحشتناک است برای تماشای آن. احساس خیلی ناف، تنهایی و تلخ. و سپس آن را به بالا تمام کردن، شما با مواجه شدن با یک زن که به شدت به شما می گوید که شما نباید عصبانی باشید. من معنی، جایی که شما فکر می کنید او حق ندارد. من احساس کردم به من گفته شد همه این چیزها. این اشتباه است که در خشم خود نگه دارید، این قربانی کردن چیز خوبی است، که ما حق نداریم احساس عصبانیت یا تلخ کنیم، این تفکر که فقط شما را از بین می برد، زباله زندگی شما است. به من بگو که یک پسر مجبور است برای اولین بار خود را به پدرش اختصاص دهد، نه از مادر یا خدا - صرفنظر از اینکه او مورد سوء استفاده قرار گیرد. منظورم این است که این رقابت چیست؟ (!) اگر شما تنها هستید، اگر چه؟ بعدش چی شد؟ اگر شما فقط آن را فکر نکنید چه؟ چی ...

مشاهده لینک اصلی
\"خارجی ها خانواده هایی هستند که هنوز نمی دانید\". هیچ زندگی هدر نمی رود تنها زمان است که به هدر رفته است که ما به صرف زمان با این فکر که ما فقط sendirian.â € به طور کلی این رمان بسیار ارزشمند به عنوان یک موضوع از زندگی و زندگی روند reramuan گرفته شده است. درباره کار و حرفه، یادداشت های مهم در مورد قیمت یک حرفه، به ویژه در جنبه های مهم کار ما برای دیگران وجود دارد. آیا ما کاملا به سادگی در کار میزان دستمزد و یا وضعیت؟ â € \"نگاه می شود آن را بسیار سرگرم کننده نیست اگر فقط می توانستیم یک حرفه است که می تواند خوشحال به دیگران، به این معنی به شخص دیگری داشته باشد؟ درباره سرنوشت، آیا ما کاملا درک آنچه و چطور در کل هستیم؟ آیا ما فقط از دیدگاه و دانش ما صرفا نمی دانیم و نه در شبکه ای از زندگی مرتبط با یکدیگر و ارتباطی؟ درباره انتخاب، ما واقعا حق را انتخاب می کنیم، پس از آن پشیمان می شویم که انتخاب - یا ما رای نمی دهیم و پس از آن پشیمان شویم. چرا ما اجازه نداریم همه چیز را به هر کدام برسانیم و با خوشحالی زندگی کنیم؟ آیا چیزی ارزشمند تر از عشق دارد؟ این رمان به طور کلی یک داستان در مورد عشق است، با تلخ و تلخ، شیرین و زیبا. عشق بین مرد و زن، کودک و والدین، دوستان و دوستان، محیط و خاطرات و غیره. البته، زیباترین بخش داستان عشق، سفر عشق به چند فرزند انسان است. مردم اغلب می گویند که \"عشق\" را دوست دارند، به طوری که دوست داشتن نوعی چیز پنهان در پشت تخته سنگ. اما عشق دارای اشکال فراوانی است و هرگز برای هر مرد یا زن یکسان نیست. آنچه مردم پیدا می کنند، در واقع یک عشق خاص هستند. و ادی یک عشق خاص داخل مارگریت، عشق است که در قدردانی، عشق عمیق بر اساس، اگر چه نه پرشور، دوست دارم که او بیش از هر چیز دیگری می دانست، نمی تواند هر چیزی جایگزین شود. چگونه خوشحال، اگر تنها ما ادی، هنگامی که مارگریت، همسر او، گفت: آرام، â € œAku Tahua € | است که شما بسیار mencintaiku.â € خواندن این کتاب به خصوص ارزش توسط بزرگسالان است هستید و کسانی که می خواهند با بالغ تر، عاقل تر زندگی و عاقل این نیز مناسب است برای والدین که می خواهند رابطه خود را با فرزندان خود، یا کودکان آینده نگر، و برای کودکان که می خواهند روابط خود را با والدین خود باز کنند، بررسی کنند. همچنین برای کسانی که به دنبال و یا از دست رفته loveâ € |.

مشاهده لینک اصلی
به نظر من این یکی از بهترین کتابهایی است که تا به حال خوانده ام! هر بار شخصیت اصلی ادی با یک نفر از مردمش در آسمان ملاقات می کند، او در مورد زندگی اش درس می زند. گاهی اوقات یک درس درباره اینکه چرا او وجود دارد. و گاهی اوقات در مورد نحوه عملکرد زندگی. بعد از هر درس به شما آموخته می شود که فصل بعدی همیشه عنوان می شود: Today is Eddies Birthday. من واقعا دوست دارم چگونه پاراگرافها ساختار یافته باشند.

مشاهده لینک اصلی
با افتخار زیاد من نمیتوانم از آن لذت ببرم. مدت زمان زیادی است که من می خواستم آن را بخوانم و اگر گاهی صبر می کرد کیفیت کتاب را جبران کند، این مورد نبود. من بسیار ناامید شدم ... این کوچک است و من می توانستم آن را در یک روز بخوانم، اما حقیقت این است که من آن را \"مستهجن کردن\" کردم ... این کتاب توجه من را به موضوع جلب کرد، از آن من به ویژه دوست دارم: چه خواهد بود از \"سمت وجود دارد\"! من اعتقاد دارم که به هیچ وجه همه ما متصل شده (که نویسنده تکرار نمی کند) و هیچ کس زندگی می کند از طریق شانس، هر کس نقش، بیشتر یا کمتر مهم در آموزش ما و البته، نوشتن نویسنده به هیچ وجه فریبنده نبود. من احساس همدلی با هر شخصیت نداشتم و گاهی اوقات گفتگوها مازادورها بودند. در واقع کل کتاب مکادور بود. من آن را دوست ندارم، دوره! و این واقعیت که شخصیت ها با نمایش سیرک و پارک های تفریحی مرتبط می شوند، که من کمی از یک پر را دوست ندارم، هم به آن کمک نمی کند! شاید من بیشتر دوستش داشته باشم اگر موضوع در محیط دیگری تحت درمان قرار بگیرم، می دانم که ... می توانست از دست داده باشد، درست است، اما همچنان به عنوان یک قوچ محکم و غیرممکن است که من را ترک نکنم من امیدوار بودم چیزی در وسط وجود داشته باشد و زمان آن را صرف صرفه جویی در آن کنم و امیدوارم در نهایت آن را دوست داشته باشم، این ممکن است یکی از آن موارد «غریبه اول و سپس خندق» باشد نه! این واقعا با برخی از قربانی بود که من آن را به پایان می رسانم. در این سن من دیگر نباید â € œmassacrarmeâ € با چیزی است که ارزش آن نیست، اما همانطور که من گفتم من مانند یک مول موکب است! به همین دلیل من آن را به پایان می رسانم به هر حال ... من خوشحالم که از کتابخانه بود و من آن را خرید نکردم ... قصد داشتم پولم را برای مدت طولانی گریه کنم! این خواندن نیست که توصیه می کنم!

مشاهده لینک اصلی
پنج نفر از شما در آسمان خوشحال هستند یک کتاب شگفت انگیز است. من توانستم این کتاب را در حدود یک روز به پایان برسانم. اگرچه این یک رمان عاشقانه نیست، اما مطمئنا همانند یک فکر بود. میچ آلبوم نقل قول های زیادی داشت که من فکر می کردم بسیار الهام بخش بود. این داستان نقل قول های زیادی بود که من دوست داشتم و با همه آنها موافقم. این داستان در مورد یک مردی بود که در تلاش برای نجات یک دختر کوچک در هنگام چرخش چرخ در حال سقوط به زمین بود. هنگامی که او درگذشت، او به بهشت ​​رفت و ملاقات با افرادی که می دانستند اما نمی فهمیدند. او برای اولین بار مرد آبی را دید و گفت: همه کسانی که در آسمان ملاقات می کنند، به دلیلی در زندگی شما بوده اند و هر کدام به شما چیزی تعلیم می دهند. حتی افرادی که به سختی به افرادی که خیلی نزدیک هستند می دانید در انتظار شما در آسمان هستند تا به شما چیزی معنی دار بدهند. بعد، او شاهد کلی خود، پس از آن زنان نامیده شد پس از پارک تفریحی که در آن کار می کرد، و سپس همسرش، و در نهایت، یک کودک که در یک منطقه آتش سوزی گرفتار شد. هر کدام از آنها چیزی به او آموختند و یک سوال که او داشت دختر کوچولو را در پارک تفریحی ذخیره می کرد؟ این کتاب را بخوانید و بفهمید! Id این کتاب را برای هر کسی توصیه می کند، زیرا هنگامی که شما این کتاب را می خوانید، یک جانبه دیگر خواهید دید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند


 کتاب به جعبه دست بزن
 کتاب بازمانده ی روز
 کتاب شازده کوچولو
 کتاب جنایت و مکافات
 کتاب عقاید یک دلقک
 کتاب کشتن مرغ مینا