کتاب دیوید کاپرفیلد

اثر چارلز دیکنز از انتشارات افق - مترجم: محسن سلیمانی-پرفروش ترین رمان های ایران

دیوید کاپرفیلد داستان ماجراهای مرد جوان در سفر خود را از دوران کودکی ناراضی و فقیر به کشف حرفه خود را به عنوان یک رمان نویس موفق است. آقای مورستون، در میان شخصیت های برجسته و پرطرفدار شخصیت های او، رویاپردازی استبدادی او است. عمه مهیج او، Betsey Trotwood؛ Heep اوریا همیشه فروتنی اما خائنانه؛ فریبنده، دلربا دورا؛ و Micowber با شکوه ممتاز، یکی از بزرگترین خلق و خوی کمیک ادبیات است. در دیوید کاپرفیلد، دیکنز به طور آشکار تجربیات خود را برای ایجاد یکی از آثار پرطرفدار و ماندگار خود که به صورت مساوی با تراژدی و کمدی بود، به نمایش گذاشت. بسیاری از عناصر رمان از حوادث زندگی خود در زندگی دیکنز پیروی می کنند و اغلب به عنوان زندگینامه اشنایی او شناخته می شود. دیکنز در بین رمان های خود مورد علاقه بود. در پیشگفتار نسخه 1867، دیکنز نوشت، مانند بسیاری از پدر و مادر علاقه مند، من در دل من یک دلقک کودک مورد علاقه. نام او دیوید کاپرفیلد است.


خرید کتاب دیوید کاپرفیلد
جستجوی کتاب دیوید کاپرفیلد در گودریدز

معرفی کتاب دیوید کاپرفیلد از نگاه کاربران
898. David Copperfield, Charles Dickens
David Copperfield is the eighth novel by Charles Dickens. The novels full title is The Personal History, Adventures, Experience and Observation of David Copperfield the Younger of Blunderstone Rookery (Which He Never Meant to Publish on Any Account). It was first published as a serial in 1849–50, and as a book in 1850. Many elements of the novel follow events in Dickenss own life, and it is often considered as his veiled autobiography. It was Dickens favourite among his own novels. In the preface to the 1867 edition, Dickens wrote, @like many fond parents, I have in my heart of hearts a favourite child. And his name is David Copperfield.@
عنوان: دیوید کاپرفیلد؛ نویسنده: چارلز دیکنز؛ تاریخ نخستین خوانش: اول ماه نوامبر سال 1971 میلادی
مترجم: مسعود رجب نیا؛ تهران، امیرکبیر، 1342، در سه جلد، کتابهای پرستو، چاپ ششم، 1367 در 665 ص، چاپ امیرکبیر، 1384 ، در 1030 ص؛
مترجم: رضا همراه، انتشارات اشراقی، 1353
مترجم: محمدرضا جعفری؛ تهران، امیرکبیر، کتابهای طلایی 19، در 43 ص، مصور
مترجم: فرینوش ایرانبدی - خلاصه داستان؛ تلخیص: میشل وست؛ تهران، توسن، 1363، در 117 ص
مترجم: ثریا نظمی - خلاصه داستان؛ تهران، دادجو، 1365، در 160 ص
مترجم: علیرضا نعمتی؛ تهران، افشار، 1365، در 175 ص
مترجم: خسرو شایسته؛ تهران، سپیده، 1369، در 174 ص
مترجم: احمد پناهی خراسانی؛ مشهد، بنگاه کتاب، 1369، در 150 ص
مترجم: امیر صادقی؛ تهران، ارغوان، 1372، در 144 ص
مترجم: فریده نونهال؛ تهران، جانزاده، 1375، در 120 ص
مترجم: ناصر ایراندوست؛ تهران، اردیبهشت، 1377، در 159 ص
مترجم: علی فاطمیان؛ تهران، وزارت ارشاد - نشر چشم انداز، 1379، در 236 ص
مترجم: مهدی سحابی؛ تهران، کتاب مریم، مرکز، چاپ چهارم برای نوجوانان 1385، در 120 ص
مترجم: مهسا یزدانی؛ تهران، بهجت، 1388، بدون شماره ص
مترجم: محسن سلیمانی - متن کوتاه شده؛ تهران، افق، 1388، در 679 ص
مترجم: امیر باهور؛ تهران، امیرکبیر کتابهای جیبی، 1389، در 211 ص
مترجم: مریم سلحشور؛ قم، رخ مهتاب، 1391، در 242 ص
مترجم: حسن زمانی - تلخیص؛ تهران، همشهری، 1391، در 118 ص
مترجم: لیلا سبحانی؛ تهران، ثالث، 1392، در 208 ص
مترجم: آرمین هدایتی؛ تهران، پارسه، 1393، در 243 ص
مترجم: نعیمه ظاهری؛ قزوین، سایه گستر، 1393، مصور در 48 ص
همین کتاب با عنوانهای: «سرگذشت دیوید کاپرفیلد» و «داوید کاپرفیلد» نیز چاپ شده است
دیوید کاپرفیلد نام رمانی نوشتهٔ چارلز دیکنز نویسندهٔ انگلیسی و نیز نام شخصیت اصلی همین داستان است. این کتاب برای نخستین بار در سال 1850 میلادی منتشر شد. دیکنز آن را از سایر کتابهای خود برتر می‌دانست شاید از اینرو که حوادث هیجان‌انگیز و بسیاری از عناصر داستان برگرفته از رخدادهای زندگی خود ایشان است و می‌توان گفت بیش از دیگر رمانهایش، قالب اتوبیوگرافی دارد. شخصیت اصلی این داستان، دیوید کاپرفیلد، کودک مورد علاقه خود دیکنز نیز می‌باشد. «دیوید کاپرفیلد» به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد. حجم انتقاد صریح اجتماعی در این رمان کمتر از نوشته‌ های دیگر او است. در این جا توجه نویسنده بیشتر به ماجراهای خانگی و روحانی است تا بیدادهای اجتماعی. هرچند با توجه به زندگی خود نویسنده، همچنان در این رمان به مسائل روانشناختی از دید اجتماعی آشکارا توجه شده است. خفت‌های شخصیت «پیپ» در این رمان، فرازجویی‌هایش، بزرگ منشی‌های به خود بسته‌ اش و نیز ترقی و تنزلش همه نمادهای اجتماعی قابل شناخت‌ هستند. طرح کلی داستان: در داستان دیوید اول شخص است. در فصل های نخست، دیوید را همراه مادر جوانش می‌بینیم، مادری معبود دیوید که آفریده ای است شیرین و نازنین، اما ضعیف و سبک مغز. پگاتی، این موجود عجیب و غریب، که رفتارش تند و خشن ولی دلش سرشار از مهر و عطوفت است، در کنار آنان است. رشتهٔ این زندگی آمیخته به عشق و محبت با ازدواج بیوهٔ جوان با آقای موردستون مردی سنگدل، که در پس نقاب متانت مردانه پنهان شده است گسسته می شود؛ این مرد، به تحریک خواهرش، سرانجام باعث مرگ پیشرس همسر جوان و ساده دل خود میشود. دیکنز تأثرات این کودک را، که نمی‌تواند با محیط تازه سازگار شود و در لاک خود فرو میرود، استادانه شرح داده‌ است. ناپدری، کودک عاصی را به مدرسه میفرستد تا بدرفتاریهای آقای کریکل ظالم را تحمل کند. وی در مدرسه نسبت به یکی از رفیقان خود، به نام استیرفورث حس ستایش بی‌حدی پیدا میکند. او جوانکی است فریبنده که بعداً باعث سرخوردگی دوستش میشود و کودک با ترادلز مهربان و خوش‌بین، که با کشیدن اسکلت وقت میگذراند، صمیمی می‌شود. ناپدری دیوید، پس از آن، او را به کارهایی پست در فروشگاه موردستون و گرینبی در لندن محکوم میسازد؛ وی در این ایام در نهایت رنج و مهنت به سر میبرد و این خود بارتاب روزهایی است که دیکنز در کودکی در کارگاه کفش گذرانده بود. خوشبختانه دوستی با آقای میکابر و خانوادهاش جان تازهای به او میبخشد. آقای میکابر یکی از آفریدههای فناناپذیر دیکنز است، وی بیرون بری است با هیکل نتراشیده که حال و روز خود را به مبالغه تیره‌تر از آن چه هست جلوه می‌دهد. و ... ا. شربیانی

مشاهده لینک اصلی
ادبیات فقط کلاسیک

دیوید کاپرفیلد: هرچند از خواندن این کتاب 8 تا 10 سال می گذره ولی همچنان تحت تاثیر داستان سرشار از زندگی اونم، این کتاب مثل یک داروی انرژی زا یا کتابی برای موفقیت هست، چنان شما رو از اعماق تنهایی و ناامیدی به قله شور و هیجان و امیدواری میرسونه که کاری جز تلاش و موفقیت در زندگی نمی تونید انجام بدید.
نه کسی یکدفعه عاشق میشه نه کسی یکدفعه متحول. چنان همه چیز واقعیست که اصلا فراموش می کنید، خواننده کتاب هستید.
چنان در کتاب غرق می شوید که گویا از بودن در زمان حال احساس غربت و تنهایی می کنید، پس باز به کتاب پناه می برید تا به زندگی خود ادامه دهید.

مشاهده لینک اصلی
من ابتدا این ایده را درباره خواندن دیکنز با صدای بلند از تماشای فیلم با باد گذراندم\n. (آنها حتی این کتاب را خواندند!) برای من به عنوان یک کتابفروشی جوان (در آن زمان) به نظر می رسید چنین سرگرم کننده ای بود، من همچنان آرزو داشتم که تلویزیون را در خانه نداشته باشیم و با هم در تماس باشیم و شب ها با صدای بلند بخوانیم. این در خانه من رشد نکرده است، اما شوهرم و من آن را در منزل خود به اتمام رسانده ایم. دیوید کاپرفیلد، مانند بسیاری از Dickens کار می کند در بهترین حالت آن را در هنگام خواندن با صدای بلند. من فکر می کنم این دلیل است که دیکنز بیشتر از یک بازیگر بود، زیرا او نویسنده بود؛ او داستانهای خود را (به ذهنش) نوشت، مثل اینکه اگر آنها آنها را اجرا کنند. بنابراین، بنابراین قطعاتی که به نظر ما طولانی و خسته کننده هستند، برای مخاطبان ویکتوریایی که برای دسترسی به تفریحات بصری که امروزه داریم دسترسی ندارند، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. همچنین برخی از تکرار داستانهای او به دلیل ماهیت سریال انتشار آنها بود. داستان های او همه چیز را در یک رمان شکل نگرفتند، اما در دوره های یک ساله یا حتی گاهی اوقات دیگر در مجلاتش، مردم نه تنها تکرار نکردند، بلکه واقعا آن را مورد نیاز داشتند. دختران من و من به داوید کاپرفیلد گوش دادند و از طریق یک کتاب بر روی نوار خواندن با صدای بلند. در واقع من بیشتر کتابهای دیکنز که در اینجا ذکر شد گوش می کردم. این به وضوح واضح است - برای همه اما دیوید - جایی که او به اشتباه می رود و در این معنی کتاب قابل پیش بینی است، اما هنوز هم بسیار لذت بخش است.

مشاهده لینک اصلی
یک کتاب واقعا عالی من فکر کرده بودم که Id چند سال پیش این را خوانده بود، اما به وضوح آن را ندیده بودم و از آن لذت بردم. من تمام رمانهای دیکنز را در دو سال گذشته خواندم (بله من می دانم - من یک خواننده آهسته هستم) و همه آنها را در زمان بندی منظور من از این نیست - بخشی از آن اینست که من فکر کردم که Id در حال حاضر آن را بخوانید (احتمالا انطباقهای تلویزیونی / فیلم که من دیدم باعث اعتقاد من بود!) و بخشی از آن به خاطر یکی از بهترین هاست. این سفر عالی بود که من را از طریق همه رمانها و من با خودم برای تلاش تلاش می کنم - قطعا ارزشش را دارد - بسیاری از کتاب ها، داستان های بسیاری، شخصیت های شگفت انگیز، طنز، تاریکی، بدبختی، تفسیر اجتماعی و مشاهدات - زندگی بسیار! دیوید کاپرفیلد قطعا یک بازی عالی بود که به پایان برسد و براساس پیشگویی دیکنز، مورد دلخواه خود قرار گرفته است. اکنون تنها متاسفم که رمانهای دیکنز هیچ وقت ردپا نمیکنند ......!

مشاهده لینک اصلی
من بیش از چند کلمه برای این کتاب هدر نخواهم داد. این به سادگی بهترین من تا کنون خوانده ام. من نمی دانم اگر من شجاعت به هرگز آن را خوانده ام، اما من مطمئن هستم که از حالا به من در قلب محو ناشدنی خواهد ماند، چرا © گویند که معادل فوق العاده به او توهین است هستم. حالا من درک دیکنز، که در تمام آثار او، یکی برای او که عشق بیشتری در قلب خود احساس قلب، دیوید کاپرفیلد بود.

مشاهده لینک اصلی
یک داستان که شامل یک پسر یتیم، قورباغه ها به ثروت، محاکمات، مصیبت ها و ماجراهای: به نظر می رسد فریاد استاندارد سازی و یکنواختی. آیا واقعا نیاز داریم که در مورد یکی دیگر از یتیمان فقیر بشنویم که از طریق کشف خود و سختی ها زندگی خود را بهتر می سازد؟ من می گم ما باید انجام دهیم، باید، یا باید نام خود را دیوید کاپرفیلد باشد. تام ساویر، آنیرلی، موولی، پولیانا، پیتر پن، جین ایر، بکی شارپ و حتی (یا به ویژه) هری پاتر: لطفا کنار بیایید. شما به سادگی نمی توانید رقابت کنید. دیوید کاپرفیلد یک قطعه با شکوه از داستان است. چارلز دیکنز واقعا از استفاده از کاما و نیمه کولون استفاده کرده است، تولید یک سکوت خیره کننده را به قسمت های خود که از آن سنگهای لذت بخش از درخشندگی درخشش را از طریق. من تا به حال این کتاب را خواندم فقط از شادی خواندن یک حکم خوب به دست آوردم. عجیب و غریب، من می دانم، اما وجود دارد (و من می توانم اطمینان شما این اتفاق افتاده است اغلب). من می توانم در این کتاب به طور بی نهایت در این کتاب و طرز تفکر شگفت انگیز و بی عیب و نقص صحبت کنم، اما باید بر فضیلت آن حتی بیشتر از شخصیت های آن نیز لمس کنم. این کتاب، بدون شک، بیشتر داستان کاراکتر که من تا به حال خوانده است. هر فردی معرفی می شود و ما را بدون اینکه به اندازه ای که من می توانم بپوشم، فریب می دهد. هر شخصیت بسیار افراطی است و ویژگی شخصیت خاصی را شکل می دهد همانطور که از خودشان مدل سازی شده است. با این حال همه به طرز باور نکردنی و پیچیده ای هستند و هر یک از طرفداران برای توجه و همدردی شما. البته، البته، دیوید کاپرفیلد وجود دارد. با این حال، حتی در حقیقت نخستین مامور او می گوید: «آیا می توانم قهرمان زندگی خود باشم یا اینکه این ایستگاه توسط هر کس دیگری برگزار شود، این صفحات باید نشان دهند».

مشاهده لینک اصلی
4.5 ستاره بیا بچه ها شما یا سطل زباله دیکنز هستید یا فکر میکنید Dickens IS زباله است. من 100٪ سطل زباله Dickens، و از سن 10 سالگی است. و این یکی از مورد علاقه من است. مطمئنا، طولانی و عجیب و غریب است. مطمئنا، می توان آن را توسط چند صد صفحه کاهش یافت و هنوز هم همان داستان را حفظ می کند. مطمئنا، دیکنز توسط کلمه و واضحش پرداخت می شود. اما این داستان خیلی غم انگیز است. و خیلی احساساتی و بنابراین پر از شخصیت های فوق العاده فوق العاده است که از صفحه جهش و که دوباره به زندگی زمان و زمان دیوید ها دوباره. واقعا، من تنها نیمی از ستاره را برداشتم، زیرا دورا گدایی زندگی را از من جدا می کند. Shes اساسا به عنوان یک عروسک شایان ستایش آورده شده است، و در نتیجه به نظر می رسد کاملا بی عیب و نقص است و فکر می کند همه چیز برای او اهمیت دارد هر وقت که آنها مانندHey، دورا؟ ممکن است اجازه دهید خدمتکاران ما را از ما بترسانند؟ @ یا @ مهم این است که حساب های خانوار را نگه دارید تا از بین بردن @ یاBuying یک کل ماهی آزاد برای دو نفر به نظر می رسد کمی بیش از حد. خوشمزه - لذیذ! اما بیش از حد. @ و به جای اینکه همه @ هوه، نقطه خوب @، او فقط گریه می کند و سگ خود را آغوش می دهد و به همه می گوید که آنها چربی بزرگ چربی است. دختر شما یک زن الاغ بزرگ است. توقف کن درنتیجه بله. این احتمالا دومین کتاب مورد علاقه من چارلز دیکنز، پس از Bleak House است. یک چالش و شانه چپ من هرگز نباید از حمل آن در کیف دستی من برای هفته گذشته باشد. اما چنین است، بنابراین ارزش دارد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دیوید کاپرفیلد


 کتاب کالیگولا
 کتاب دختری که رهایش کردی
 کتاب باشگاه استقامت
 کتاب سقوط
 کتاب توتوچان
 کتاب مرگ غم انگیز پسر صدفی