معرفی کتاب من پیش از تو

اثر جوجو مویز از انتشارات آموت - مترجم: مریم مفتاحی-پرفروش ترین رمان های ایران

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 15 آبان 1396
آن شب نتوانستم بخوابم. در اتاق قوطی کبریتی دراز کشیدم و به سقف چشم دوختم و تلاش کردم با دقت تمام دو ماه گذشته را براساس آن‌چه اکنون می‌دانستم، بازسازی کنم. گویی همه‌چیز تغییر کرده بود، تکه‌تکه شده و در جای دیگر آرام گرفته بود، به قالبی تبدیل شده بود که من شناختی از آن نداشتم.


خرید اینترنتی کتاب من پیش از تو
معرفی کتاب من پیش از تو
جستجوی کتاب من پیش از تو در گودریدز

معرفی کتاب من پیش از تو از نگاه کاربران
عشق بی ارزش آهنگهای مولاخنی و آمپر؛ BUSY BEES شما فقط یک زندگی را دریافت کنید. در واقع وظیفه شما این است که آن را تا حد ممکن کامل زندگی کنید.\nاین رمان معروف عاشقانه من قبل از شما توسط نویسنده Jojo Moyes است که پیش از این بسیار محبوب بود، اما اکنون با سازگاری فیلم تبدیل به یک پدیده خواندن شده است، بین افرادی که مایل به خواندن مطالب رمانتیک هستند. من تماشا فیلم قبل از آن (امیلیا کلارک عالی است!) و از آنجایی که از آن بسیار لذت بردم، فکر کردم که خواندن رمان اصلی خوب بود، و من واقعا خوشحالم که به شما می گویم که در واقع، این یک ایده خوب بود. ترس خود را با \"چه چیزی بهتر بود؟ کتاب یا فیلم؟ â € از آنجایی که به همان شیوه که من یک کتابفروشی علاقه مندان هستم، من نیز یک filmfreak شدید است. و در هر صورت، هر دو ارائه این داستان همان لذت بخش است (Jojo Moyes نیز اسکریپت فیلم). و البته راهی برای لذت بردن از دو ارائه مختلف از همان داستان است که زوایای مختلف، موقعیت های مختلف، متفاوت صحنه ها، حتی شخصیت های جدید، اما حفظ روح داستان عمومی. لویز (لو) کلارک یک زن 26 ساله جذاب است، تمام زندگی او در یک شهر کوچک بریتانیا زندگی می کند، او یکی از یک فردی با روح روشن و سبک لباس عجیب و غریب. در حال حاضر او بیکار است، اما درآمد خانوار او برای ثبات خانواده وی بسیار مهم است، بنابراین وقتی گزینه های دیگر خسته شد، سعی کرد مراقب باشد (کاری که او هرگز قبلا انجام نداده و کوچکترین سرنخ را ندارد در مورد آن) ویلیام (ویل) Traynor، یک مرد 35 ساله، به خوبی تحصیل کرده و ثروتمند است، اما پس از یک حادثه ترافیکی، او دچار شرایط شدید quadriplegic شد، و از آنجایی که او قبل از اینکه کاملا فعال بود، زندگی بسیار مشغول و زندگی شدید، در حال حاضر او بیش از حد غریبه است، تلخ و خود را از جهان خارج جدا شده است. مات لو و Will. خوش آمدید به جهان از من قبل از شما € | € | خود را در عشق به آن را دوست دارم. با تشکر از \u0026 amp؛ TATTOOS نه همه چیز در زندگی در مورد پول است، شما می دانید.\nاگر شما مانند من و در حال حاضر سازگاری فیلم را تماشا کردید و بنابراین ممکن است فکر کنید که زمان خواندن رمان اصلی را دوباره خواندید و کتاب را دریافت کنید دیگر شخصیت هایی که شما آنها را ندیده اید، شخصیت های شناخته شده شخصیت هایی نیستید که با آنها رفتار نکردید، صحنه های شگفت انگیزی که زندگی نمی کردید، زوایای جدیدی که تجربه نکردید، موقعیت های متمایز که شما انجام می دادید ترس، و حتی جزئیات عمیق تر از همه ی مسائل بحث و گفت وگو و تاثیرات آن است. بنابراین، آیا کتاب بهتر است؟ گیس! آنچه را که من در بخش قبلی بررسی انجام دادم؟ هر دو نسخه از یک داستان کلی، به نحوی ارائه میشوند که بهتر از بسته شدن فرمت، کتاب یا فیلم، با استفاده از فضایل و محدودیتهای خاص خود، به کار خود ادامه دهند. شما قبلا کتاب اصلی را خواندید و بنابراین ممکن است فکر کنید که بازگشت به کتاب، تردید نیست که این یک داستان عاشقانه فوق العاده است، با روایت جذاب و لحظات بدون ارزش است. شما خودتان را می شناسید، زندگی خود را همانطور که می خواهید دنبال کنید، رویاهایتان را دنبال کنید، به دلایل خاصی به افراد خاصی احترام می گذارید و خدا هرگز به شما چیزی نمی دهد که روح شما بتواند انجام دهد، اما به یاد داشته باشید که ما برای تصمیم گیری دیگران قضاوت نکنید.

مشاهده لینک اصلی
*** آخرین بروزرسانی: 04/29/2016 *** هی، بچه ها! آیا شما به موسیقی متن فیلم خود را توسط Imagine Dragons به نام Not Today گوش کرده اید؟ آنقدر خوب است که تقریبا من را به اشک می کشد گروه موسیقی سبک رول راک معمولی خود را به چیزی بین موسیقی نور و نرمی در صدای Dans (خواننده ارشد) تغییر می دهد، متناسب با داستان (و امیدوارانه فیلم) کاملا. برو چک کن! : D ---------------------------------------------- @ گاهی اوقات ، کلارک، شما تقریبا تنها چیزی است که باعث می شود من بخواهم صبح بیدار شوم. @\nمن باید اعتراف کنم که من برای این کتاب انتظار نداشتم که به این دلیل که داستان شروع شد - به طرز جسورانه و به شدت آسیب دیده بود - فقط نوع مورد علاقه من از آغاز نیست. به همین دلیل بود که من مدت زیادی طول کشید تا این کتاب را تمام کنم و حتی دوباره آن را بخوانم زیرا من نمی توانم تجربه ای را که دوباره احساس می کردم تجربه کنم. هرگز کتاب را به وسیله ی مقدمه آن قضاوت نکنید! گش، بقیه آن فقط بیشتر و بیشتر جالب شد و من به آن معتاد شدم. برای شروع، این داستان درباره لویزیا کلارک، مراقب quadriplegic، ویلیام تراینور، مردی بود که پس از یک آسیب نخاعی دچار آسیب شد تصادف ماشین وحشتناک 2 سال پیش، و تغییر او در زندگی. در ابتدا، من فکر کردم داستان به آرامی و به سادگی در مورد Lous بیکاری نامطبوع و همچنین وضعیت مالی آن ناپایدار صحبت کردن؛ با این حال، هنگامی که لو به زندگی وحشی وارد شد، همه چیز کاملا غیر منتظره شد. مطمئنا گام اول همیشه سخت تر می شود، و او واقعا در زمان لحظه ای که او به خانه اش می رفت خشن بود. برای مدت طولانی او برای مدت طولانی به او اجازه داد تا بیرون از خانه اش ساخته شود و به تدریج ذهن او را باز کرد. بیشترین چیزی که من تحت تأثیر قرار دادم این بود که لو متوجه شد که خوشبخت ترین در زندگی است، و این واقعیت است که او همیشه قلبش را بر روی آستین خود قرار داده است. او سپس لبخند زد، مثل اینکه من او را دوست داشتم. این ممکن است کمی ناراحت کننده باشد، اما لبخند ویلا خیلی نادان بود که موجب شد من احساس غرور میکردم.\nهنگامی که آنها با یکدیگر روبرو می شدند، او شروع به دیدن پتانسیل نامرئی در او می کرد، مثل زمان بیشتری که با هم سپری می کردند، بیشتر احتمال دارد که او از طریق عمیق ترین فکرش دیدن کند. (اگر برای موانع مالی خود مواج باشد، این اهدافی بود که او می خواست قبل از سن بالغ 27 ساله انجام دهد.) در نتیجه، او مخفیانه سعی کرد او را از منطقه راحتی خود بیرون کند و به او کمک کرد چیزی را که او جرأت نمی کرد انجام دهد قبل از. او حتی با آرامش (به رغم شیوه ای که معمولا سارکاستی) او را تحسین می کرد پس از اینکه او را در فضای مجازی در نزدیکی کلیسا مواجه ساخت. من عاشق آن صحنه بسیار sooooo! بعضی اشتباهات فقط عواقب بیشتری نسبت به دیگران دارند. اما شما مجبور نیستید آن شب چیزی را که شما را تعریف می کند، بگذارید.\nاگرچه این قرارداد شش ماهه به ظاهر کوتاه و موقت، در واقع Lous @ job @ بود، هر دو وی فعالیت های زیادی در فضای باز داشتند که بعدها تصور می شد که آنها نمیتوانستند آنها را تحمل کنند و جرقه هایی که بین آن ها به آرامی سوخته بودند. علاوه بر این، لو به معنای واقعی کلمه فکر کرد که می تواند ذهن خود را عوض کند و او را متقاعد کند که زندگی کند، اما او هنوز هم امیدوار است بدون اینکه معلول او باشد. من نیاز داشتم به او بگویم، در حالت سکوت، چیزها ممکن است تغییر کنند، رشد کنند یا شکست بخورند، اما زندگی ادامه داشت. این که همه ما بخشی از یک چرخه بزرگ بودیم، الگوی دیگری بود که تنها هدف خدا برای درک آن بود.\nرقص زیبایی را در دوست دختر سابق ایشان، آلیشیا، و بهترین دوست خود، عروسی روپرتز، به یاد بیاورید. نکته این واقعیت هیچکس نمیتواند او را بیشتر از این لحظات زنده بماند جز لوئیزا. صدای ساده او می تواند در واقع وانمود کند که مردی بود که مورد استفاده قرار گرفت --- بهترین قبل: 19 مارس 2007 --- زمانی که او با لو بود . من فقط می خواهم مردی باشم که با یک دختر در یک لباس قرمز به یک کنسرت مراجعه کرده است. فقط چند دقیقه بیشتر.\nاو بدیهی است تغییر او را به نحوی که او در مورد همه چیز فوق العاده فکر کرد و من حدس می زنم که او بود ... (مشاهده اسپویلر) [آخرین خواسته ها (پنهان کردن اسپویلر)]. صادقانه بگویم، زمانی که می دانستم که او می خواست مردم را برای پذیرفتن تصمیم خود و حتی با تمام تلاش هایی که لو برای او انجام داده بود، به من شگفت زده شد، او هرگز ذهنش را تغییر نیافت. این همیشه من را با چیزهای غیر قابل شمارش منحرف کرد و من نمی توانستم تعجب کنم که چطور چیزهای مختلف اگر خودشان را در کفش های دیگر قرار می دهند و تصویر بزرگ را در زیر دیدگاه دیگران ببینند. عجیب و غریب، من احساس غم و اندوه و یا غم انگیز و یا ناامید در مورد انتخاب خود را به عنوان من انتظار می رود، به جای آن، من برای لوئیسا بسیار خوشحال بود، زیرا او دیگر آن دختر است که هیچ عصبی به فکر کردن از جعبه و یا عبور از خط امن خود منطقه راحتی پس از دیدار وی. بنابراین، من کاملا راضی بودم که او از او حمایت می کند ... در شرایط. انتهای عصبی من به نظر می رسید زنده است؛ آنها تقریبا با انتظار پیش میرفتند. من می خواهم Will را ببینم. هر چه که بود، آن را داشتم. من تقریبا می توانم فاصله بین ما را کاهش دهیم، همانطور که اگر در دو انتهای برخی از موضوع های الاستیک غیر قابل مشاهده بودیم.\nدر میان تمام لحظات مورد علاقه، آخرین اعترافات ارزشمند و مکالمه عادی در لیست قرار داشت: @ این شده است، @

مشاهده لینک اصلی
3.5 ستاره هشدار: یک پوشش بسیار گمراهکننده در این کتاب وجود دارد. زرق و برق دار رمانتیک و شریک نادری اجباری است.\nآیا داستان عاشقانه عاشقانه است؟ بله، آن را در قسمت ها بود. اشتباه نکنید این یک @ romance @ book در معنای سنتی نیست. قبل از اینکه شما داستان یک مرد quadriplegic است که همه چیز را داشته و همه را در چشمک زدن پس از یک حادثه از دست داد، او را بی روح از دست داد. قبل از آسیب رساندن، در لبه زندگی می کرد و در خطر بود. او پول، عشق، ماجراجویی و هر چیز دیگری را که یک مرد جوان و جذاب داشت می توانست داشته باشد. قبل از اینکه شما نیز داستان زن است که از هیچ چیز بیرون می آید، در ترس زندگی می کند و در خطر است. لوئیس گذشته او را از حرکت به جلو نگه می دارد. همانطور که شانس آن را داشته باشد، سرنوشت این دو را با هم تلفیق می کند زمانی که لویزیا استخدام می شود تا به مراقبت و کمک به مراقبت ویلچر کمک کند. اما تصمیمات سخت آنها را از هم جدا می کند؟ این کتاب مرا گریه کرد. من احتمالا می توانستم غمگین یا عصبانی یا نا امید کننده باشم اما من نبودم. من فقط نقل مکان کردم بسیار شبیه به اینکه چگونه احساس کردم هنگام خواندن کتاب Forbidden احساس می کردم، خودم را به پرسش های قبلی درباره موضوع بحث انگیز سوق دادم. به طور کلی، زمانی که یک کتاب مانند این را بخوانم، مسیری را برای داستان فراهم می کنم که امیدوارم این کتاب آن را دنبال کند. هنگامی که مسیر به سمت دیگری حرکت کرد، باید آن را عصبانی کرد. اما من نمی توانستم عصبانی باشم من متوجه شدم که چرا باید همه چیز را به نحوی انجام داد. اگر مسیر اصلی من در مسیر باقی مانده بود، کتاب به پایان رسید، من آن را به صورت میانگین نوشته بودم، و من حرکت می کردم. از آنجا که همه چیز به هم ریخته بود، متوجه شدم که من گریه می کردم و فکر می کردم و منتظر می مانم تا با دیگران درباره این کتاب صحبت کنم. سفر خود احساس عاشقانه ای داشت: نمی توانستم اعتقاد داشته باشم که بسیاری از مردم، صندلی چرخدار در گلدان، به خصوص به عنوان گریه از یک دختر در یک miniskirt آمد و فلش لبخند مشتاق ترین خود را. @ نه شاید. به من امیدوارم که بقیه زندگی خود را در اطراف این تقلید خونین از ملافه قرار دهید. @ امیدوارم؟ چرا؟ کجا میروی؟ @ @ من نمیتوانم فکرش را بکنم که همیشه برای همیشه در اینجا باقی بماند. @ او بلعیده است. @ خیلی روشن است @ او از من دور نگاه کرد @ شما آن را دریافت نمی کنید. من نمیخواهم در این مورد به آنجا بروم. @ او در صندلی نشسته بود، صدای خود را رها کرد. @ من می خواهم در پاریس به عنوان من، قدیمی من. من می خواهم در صندلی بنشینم، عقب، لباس های مورد علاقه من، با دختران بسیار فرانسوی که با دادن چشم من درست مثل هر مرد دیگر نشسته وجود دارد. زمانی که آنها متوجه یک مرد در یک کالس خونریزی شده بودند، نگاه نمی کردند. هر دو روز من فک می کردم و او را قابل تحسین می کردم. اگر او روز بدی نداشت، هدی در صندلی خود عقب می نشست، چشمانش را بست و نزدیک ترین چیزی که دیدم به لذت جسمی در سراسر چهره او گسترش یافت. شاید این را اختراع کرد. شاید من دیدم آنچه را که می خواستم ببینم. شما چه می دانید؟ هیچ کس نمی خواهد این چیزها را بشنود. هیچ کس نمی خواهد بداند چگونه احساس می کند که شما هرگز رابطه جنسی نداشته اید، هرگز غذا را که با دستان خود ساخته اید بخورید، هرگز فرزند خود را نگه نداشته باشید. هیچ کس نمی خواهد بداند که گاهی اوقات من احساس خجالت می کنم که در این صندلی هستم، فقط می خواهم مانند یک دیوانه فریاد بزنم که فکر می کنم یک روز دیگر در آن صرف شود. @ به خودم گفتم، جایی، ذرات کوچک او، ذرات کوچک خواهد شد از من، خورده، بلعیده، زنده، دائمی است. من می خواستم هر بیتی را در برابر او فشار دهم. من می خواستم کاری برای او انجام دهم. من می خواستم او را هر گونه زندگی ای که احساس می کردم و او را مجبور به زندگی می کردم به او بدهم. فقط با تایپ کردن تمام آن ها، دوباره شروع به خنک شدن کردم. من آرزو می کنم که بتوانم بعدا (چه خوب یا بد) چه اتفاقی می افتد، اما هیچ راهی وجود ندارد. خواندن این کتاب، تجربه آنچه که با لوئیسا و ویل اتفاق می افتد، من هر کسی را از آن رنج می برم. اگر بخواهید به راحتی گریه کنید، بعضی از بافت ها مفید است. دلیل 3.5 برای جایگزینی درجه 4 سخت است، زیرا احساس می کنم که بدون داشتن هر جنبه ای از یک داستان، یک داستان به اندازه کافی وجود دارد. من طرفدار دیدگاه @ alternate @ chapter نبودم که به طور تصادفی در کل کتاب قرار داشت. من احساس نمی کنم چیزی از شنیدن یک زن و شوهر از شخصیت های اضافی احساسات خود را به اشتراک بگذارم. لو و ویل ستارگان کتاب بودند و من ترجیح می دادم تمرکز خود را تنها بر روی آنها حفظ کنم.

مشاهده لینک اصلی
@ همه چیز طول می کشد، Will، @ او گفت، قرار دادن دست خود را به طور خلاصه بر روی دست او. @ و این چیزی است که نسل شما آن را پیدا کرده است بسیار سخت تر برای تنظیم. شما همه چیزهایی را که انتظار میرفتید، تقریبا بلافاصله به راه خود ادامه میدهید. شما همه انتظار دارید که زندگی را که انتخاب کرده اید زندگی کنید. @ این رمان زیر زندگی لویزیا کلارک، دختر شما را به دنبال دارد. هیچ کس برای ماجراهای، فقط زندگی شهر کوچک نیست. تا یک روز او بر روی یک درخواست شغلی برای موقعیت یک مراقب برای ویل تراینور، یک مرد چهارساله جوان برخورد می کند. او مودب و فرمانده و کار خود را برای خلق و خوی خود را خیره کننده است. وقتی لوئیسا یاد میگیرد که چطور برنامه خودش را دارد، نوبت های غیر منتظره ای می گیرند. در حال حاضر بر روی یک ماموریت ثابت می شود که زندگی ارزش دارد، اما او چیزی برای آموزش او نیز دارد. در یک داستان در مورد یک جفت غیر منتظره، رشد، عشق، احساس دلتنگی و یادگیری نحوه زندگی وجود دارد. هیل کلارک، @ گفت. @ به من چیزی خوب بنویسید @ چه انتظار داریم:\nâ € ¢ گفت و گو، گفت و گو بیشتر، آیا من اشاره گفتگو؟ â € ¢ یک دوست پسر خود جذب، که در تصویر برای 70٪ از رمان است. â € ¢ #Siblinglove â € ¢ اسرار â € ¢ نمایش خانواده â € ¢ TEARS! بسیاری از اشک ها، مگر اینکه شما من ... به خوبی، همانطور که همه شما می دانید، عاشقانه سبک من نیست، اما این قطعا بیش از یک عاشقانه بود. این بود در مورد دو نفر که یاد می گیرند که چگونه زندگی می کنند. یکی بودن Will، که سعی دارد با quadriplegic زندگی کند، و دیگری لوئیزا، که یاد بگیرند چگونه ریسک کنند. سرعت این پیام را برای من از بین برد، همچنین من MC را نمی خواهم که بخواهد آنچه را که او در حال آموختن و یا در اختیار داشتن توانایی کامل خود قرار دهد. شخصیت او از طریق یک مقدار قابل توجهی از توسعه پیشرفت کرد، اما هنوز هم تحت توسعه بود. من البته انتظار عمل، البته، من می خواستم برخی از سیالیت در داستان. 90٪ فقط گفتگو است، در حالی که 10٪ برای افکار و ماجراهای واقعی استفاده می شود. نزدیک به 60٪ زمانی است که همه چیز شروع به جمع آوری در همه جنبه ها. ما 70 درصد رشد خوبی داشتیم. نوشتن دوست داشتنی بود، فقط به اندازه کافی فریبنده نبود که بتوانم ناتوان باشم. بخش بزرگی که من دوست داشتم این بود که هیچ کدام از شخصیت ها به عنوان خوب یا بد ارائه نشدند. همه آنها ناقص و انسان بودند. معمولا در معاصران ما خطوطی برای کسی که دوست داریم و چه کسی نمی فهمیم، این مورد در اینجا نیست. این باید صحنه های مورد علاقه من باشد: من پارچه را از پاکت کشیدم و در دستان من دو جفت جوراب سیاه و سفید بود. به اندازه بزرگسالان، مات، در یک پشم به طوری نرم که آن را تقریبا از طریق انگشتان من حرکت کرد. @ من اعتقاد ندارم @ من گفتم. من شروع به خندیدن کردم - چیزی شاد و غیر منتظره. @اوه خدای من! این کجا بودی؟ @\nمن فکر می کنم حتی کسانی که از بین رفته اند، هنوز هم می توانند از این رمان و پیام آن لذت ببرند. آن را به گونه ای ارائه می دهیم که در آن نتیجه می گیرید که آیا شما نتیجه می گیرید یا خیر، چیزی جدید به دست می آورید. چیزی که باید در نظر داشته باشید این است که آن را در مورد پایان دادن به آن، بیشتر در مورد سفر و پیام که داده نمی شود. بالاتر از همه Id می گویند JoJo Moyes کار خوبی انجام داد. من حتی ممکن است به یک بعدی برسم. همه چیز را برای گفتن به همه شما گذاشتم: P.S. کسی که دیدن / فیلم را دیده است؟

مشاهده لینک اصلی
بدون کلمات، فقط اشک ... اشک های زیادی.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب من پیش از تو


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات انگلیس - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #دهه 2010 میلادی - #پرفروش ترین کتاب ها - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #انتشارات آموت - #جوجو مویز - #مریم مفتاحی
#انتشارات آموت - #جوجو مویز - #مریم مفتاحی
کتاب های مرتبط با - کتاب من پیش از تو


 کتاب کالیگولا
 کتاب جزء از کل
 کتاب تصرف عدوانی- داستانی درباره ی عشق
 کتاب بیگانه
 کتاب مزایای منزوی بودن
 کتاب مزایای منزوی بودن